لرستان ما

لرستان بختیاری لک فیلی کهگیلویه ممسنی ایلام نهاوند لری لکی عکس آهنگ شعر

زبان هاي پي جين و کريول و لري فرنگي (در مسجد سليمان)

در تاريخ معاصر کشور ما ايران، حضور پرشمار انگليسي ها در هنگام کشف نفت در مناطق لرزبان بختياري موجب ورود لغات انگليسي بسياري به گفتار مردم شهري مثل مسجد سليمان شد اما احتمال کمي وجود دارد که نوعي از زبان پي جين انگليسي (با اشتراک لري و فارسي) شکل گرفته باشد. ادامهٔ مطلب »

روايت و تحليل روايت در علوم اجتماعي

روايت ها را مي توان هم مي توان به عنوان محصولي از کنش متقابل فرد و جامعه تحليل کرد، يعني آن را مخلوقي از شرايط فردي و اجتماعي سازندگان روايتها دانست و از طريق آن به دنبال شناخت فرد و جامعه بود، و هم مي توان آنها را سازنده فرد و جامعه دانست و بنابراين شرايط و وضعيت کنوني يک فرد يا جامعه را در روايتهاي ايشان ريشه يابي کرد. به عبارت صريحتر روايتها هم خالق هستند و هم مخلوق ادامهٔ مطلب »

جهانی شدن و فرصت های پسامدرنیته برای نوزایی جنبش های قومی

جهاني شدن و انقلاب اطلاعاتي با افزايش هزينه‌هاي اعمال قدرت از سوي دولت ملي و نفوذپذير کردن مرزها و کاهش هزينه‌هاي مقاومت و فعاليت قومي، بستر مناسب‌تري براي نوزايي جنبش‌های قومگرا ايجاد مي‌کند، اما مؤلفه‌هاي اصلي قوميت (سرزمين، تبار، زبان مشترک و…) در فرايند جهاني شدن دگرگون خواهند شد، بنابراين هويت قومي نيز اشکال جديدي خواهد يافت. ديگر نمي‌توان به صراحت پيشين از موسيقي، سرزمين، زبان و.. مشترک و خاص يک ملت يا قوميت سخن گفت. ادامهٔ مطلب »

نگاهی به فیلم مستند «آؤ زیادی» ساخته سامان فرجی بیرگانی: فاجعه ای به نام سد گتوند علیا

ابراهیم خدایی: پیشتر با خواندن مطالبی با قلم آقای سامان فرجی دورادور در جریان دغدغه های ایشان درباره مصیبتهای اجتماعی و فرهنگی «سدسازی» در سرزمین های لرنشین  قرار گرفته بودم، اما هیچگاه فکر نمی کردم «قلم» تا این حد از بیان «درد» و «دغدغه» قاصر باشد. این دوست عزیز فیلم مستندی  که خودشان به همراهی دوستانشان در انجمنهای آسماری، تاریانا و بوم و آب آفتاب تهیه کرده اند را در اختیارم نهادند و به راستی دریافتم شنیدن (و از آن بدتر خواندن) کی بود مانند دیدن (و تازه دیدن از پشت مانیتور و بواسطه دوربین و تجهیزات و تیمی نه چندان متمکّن و به سخن دیگر نه چندان حرفه ای)! ادامهٔ مطلب »

فعالان اجتماعی لر و پدیده فوتبال؛ یاداشتی به بهانه تماشای بازی داماش (گهر) در ورزشگاه تختی دورود

ابراهیم خدایی: فوتبال با ظاهر و قوانین به ظاهر ساده‌اش یکی از پدیده‌های پیچیده و چند بعدی روزگار معاصر ماست. به این ورزش می‌توان از دریچه‌های مختلف ورزشی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، روانشناسی و.. نگریست، به گونه‌ای که از هر دریچه بعدی مجزا از این پدیده را به تماشا نشست. از یک دیدگاه «فوتبال» می تواند تبدیل به رسانه ای برای بیان مطالبات بومی و بهانه ای برای همبستگی قومی و محلی تلقی شود. ادامهٔ مطلب »

من یک سنجاب لرستانی ام/ مرا از بلوطهای کهنسال سرزمینم محروم کردند

اصرار داشتند من هم «تهرانی» شوم/ رنگم کردند تا بر من بخندند و نشانم دهند «ضعف فرهنگی» چه رنگی است!/…/ چرا در سرزمینی بمانم که رودخانه اش را بردند/ بردند هوایش/ و بجایش گرد و غبار را نصیبم کردند/ بلوطهایش را سوختند و.. / کاش بلوطی بود و زمستانی و بهاری تا ترانه ای بخوانم: «بویمِئ وه شئرکدارکہَ دار بڸیط/ ده بہار تا زمِسُو بِئسامہ پہڸیت» (کاش همچو آن سنجاب همنشین درخت بلوط/ هم در زمستان و هم در بهار کنار تو بودم!) ادامهٔ مطلب »

خاطرات لربلاگی 1 (چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 23:44 )

آنچه در ادامه تقدیم می شود یکی از مطالب منتشر شده در وبلاگهای قبلی نگارنده می باشد. تقریبا اکثر لینکهای این مطلب (مخصوصا لینکهایی که به نشریه لور داده شده است) اکنون دیگر در شبکه اینترنت وجود ندارند، غرض از انتشار برخی مطالب ذخیره شده ام تحت عنوان «خاطرات لربلاگی» مروری بر خاطرات و تجربیات چند ساله، تجدید خاطرات و یادآوری دوستانی که ممکن است حالا ارتباط خیلی کمتری با ایشان داشته باشم و بازبینی برخی عملکردها در راستای فعالیت قومی لرها در شبکه وب است ادامهٔ مطلب »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.