<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>لرستان ما</title>
	<atom:link href="http://luristan.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://luristan.wordpress.com</link>
	<description>لرستان بختیاری لک فیلی کهگیلویه ممسنی ایلام نهاوند لری لکی عکس آهنگ شعر</description>
	<lastBuildDate>Tue, 28 Jun 2011 18:46:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='luristan.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>لرستان ما</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://luristan.wordpress.com/osd.xml" title="لرستان ما" />
	<atom:link rel='hub' href='http://luristan.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>زبان هاي پي جين و کريول و لري فرنگي (در مسجد سليمان)</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2011/01/02/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%be%d9%8a-%d8%ac%d9%8a%d9%86-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d9%8a%d9%88%d9%84-%d9%88-%d9%84%d8%b1%d9%8a-%d9%81%d8%b1%d9%86%da%af%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2011/01/02/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%be%d9%8a-%d8%ac%d9%8a%d9%86-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d9%8a%d9%88%d9%84-%d9%88-%d9%84%d8%b1%d9%8a-%d9%81%d8%b1%d9%86%da%af%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 02 Jan 2011 05:10:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مردمشناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=385</guid>
		<description><![CDATA[در تاريخ معاصر کشور ما ايران، حضور پرشمار انگليسي ها در هنگام کشف نفت در مناطق لرزبان بختياري موجب ورود لغات انگليسي بسياري به گفتار مردم شهري مثل مسجد سليمان شد اما احتمال کمي وجود دارد که نوعي از زبان پي جين انگليسي (با اشتراک لري و فارسي) شکل گرفته باشد. متن کامل این نوشتار: [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=385&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در تاريخ معاصر کشور ما ايران، حضور پرشمار انگليسي ها در هنگام کشف نفت در مناطق لرزبان بختياري موجب ورود لغات انگليسي بسياري به گفتار مردم شهري مثل مسجد سليمان شد اما احتمال کمي وجود دارد که نوعي از زبان پي جين انگليسي (با اشتراک لري و فارسي) شکل گرفته باشد. <span id="more-385"></span></p>
<p>متن کامل این نوشتار: http://loor.ir/News.asp?nid=3476&amp;ln=fa</p>
<p>يک زبان پي جين(Pidgin)[1][1] زباني است مبتني بر زبان ديگر يا به طور دقيقتر مبتني بر چند زبان ديگر، زبان پي جين در ميان مردمي گسترش مي يابد و به وسيله اي براي ارتباط ميان مردمي تبديل مي شود که به زبانهاي متفاوتي صحبت مي کنند. اما برخلاف زبان هاي طبيعي و معمولي زبان پي جين فقط داراي گرامري بسيار ساده و دايره لغاتي بسيار مختصر مي باشد.</p>
<p>اغلب زبان هاي پي جين و کريول (Creole)[2][2] در فاصله قرن 16 و 19 پديدار شدند، مردماني، اغلب اروپايي، خانه هايشان را ترک مي کردند تا کشورها و سرزمين هايي بيابند، در آن اقامت گزينند و مستعمره بسازند. آنها همچنين بردگاني از کشورهاي متفاوت به مناطق فتح شده يا تازه کشف شده مثل آمريکا، هاوايي، جامائيکا و.. مي آوردند، در نتيجه بازرگانان، بردگان، برده داران، کارفرمايان و بوميان مجبور بودند شانه به شانه هم کار کنند مشکل اين بود که آنها نمي توانستند همديگر را بفهمند زيرا به زبان هاي متفاوتي سخن مي گفتند (Anderson)</p>
<p>در شکل گيري يک پي جين معمولا يک زبان نقش اساسي دارد که معمولا بخش اعظم دايره لغات پي جين از آن زبان اقتباس مي شود به اين زبان «رولايه»[3][3] و به ديگر زبان هاي مشارکت کننده «زيرلايه»[4][4] مي گويند. دايره لغات عمدتا از زبان رولايه گرفته مي شود درحاليکه دستور زبان محصول مشارکت همه زبانهاي ديگر است. (Tichacek 2002/2003)</p>
<p>معمولا برده داري و استعمار عامل اصلي شکل گيري زبان هاي پي جين به شمار مي رود. به عنوان مثال بردگاني که به آمريکا آورده مي شدند ضرورتا به يک زبان سخن نمي گفتند، اما چون ناچار به ارتباط با يکديگر و نيز با اربابان و کارفرمايان بودند براي انجام اين منظور يک زبان پي جين اختراع مي کردند که معمولا انگليسي رولايه آن بود.</p>
<p>بنابراين يک زبان پي جين، زبان مادري هيچکس به شمار نمي رود، اما اگر ارتباطي که موجب آفرينش آن شده است تداوم يابد ممکن است در نسلهاي آتي تبديل به زبان بومي و مادرزادي کودکاني بشود، در اين صورت زبان پي جين متحول مي شود، از اين تحول که اصطلاحا به آن «کريولي شدن»[5][5] گفته مي شود زبان جديدي به دست مي آيد که بسيار مترقي تر و کاملتر از يک زبان پي جين ساده و اوليه است، اين نوع زبان «کريول» ناميده مي شود.</p>
<p>دو ادعاي تيشاسک: فرضيه مرحله سرنوشت ساز، و علت زيست شناختي شباهت کريول ها</p>
<p>در طي فرايند کريولي شدن اتفاق قابل توجهي مي افتد، کودکان تنها زبان فقير و ساده پي جين را ياد نمي گيرند بلکه به گونه شگفت آوري آنرا گسترش مي دهند و تقريبا تبديل به يک زبان طبيعي واقعي با پيچيدگي هاي گرامري کامل و دايره لغات وسيع مي کنند. کلاوس تيشاسک معتقد است اين فرايند مي تواند برهاني بر درستي نظريه اي باشد که معتقد به وجود برهه سرنوشت ساز و تعيين کننده[6][6] در يادگيري است که اغلب شامل دوره کودکي مي شود. (Tichacek 2002/2003)</p>
<p>اين نظريه مي گويد برهه اي از عمر انسان (کودکي) وجود دارد که زبان آموزي بايد در آن برهه اتفاق بيفتد، اين نظريه قديمي و مشهور در بسياري مسايل ديگر مربوط به يادگيري نيز ادعاي مشابهي دارد، مثلا اينکه يادگيري موسيقي، رانندگي و.. سن مناسبي دارند که يادگيري اين فنون و هنرها لازم است حتما در آن سن اتفاق بيفتد يا بهترين زمان يادگيري آن سن خاصي است.</p>
<p>ادعاي تيشاسک اينست که اگر اين فرضيه درست نبود بايستي نمونه هايي داشتيم از زبان هاي پي جين که بدون آنکه به زبان مادرزادي کودکان تبديل شوند بتوانند به پيچيدگي و تکامل قابل قبولي برسند، اما اين اتفاق نمي افتد مگر آنکه کودکان آنرا گسترش دهند.</p>
<p>زبان هاي کريولي شده در تداوم تکامل خود به دو مسير رو به رو هستند، مسير اول اينست که به زبان رولايه نزديکتر شوند، اگر طي اين روند زبان کريول بيش از پيش با ويژگي هاي زبان رولايه مطابقت يابد به يکي از گونه ها، شاخه ها يا گويش هاي آن تبديل مي شود، به اين فرايند «کريول زدايي»[7][7] مي گويند. اما اگر به جاي نزديک شدن به زبان رولايه، به سمت يک زبان کاملا مستقل و جديد تکامل يابد فرايند «فرا کريولي شدن»[8][8] اتفاق افتاده است.</p>
<p>آنگونه که تيشاسک مطرح کرده، زبان شناسان شباهتهايي در ساختار دستوري همه زبان هاي کريول در سراسر جهان يافته اند، نکته شگفت انگيز اينست که بيشتر اين زبانها کلا مستقل از يکديگر تکامل يافته انديا ارتباط بسيار ناچيزي ميان آنها بوده است، تيشاسک فکر مي کند علتهاي زيستي براي اين شباهتها وجود دارد(Tichacek 2002/2003)</p>
<p>گستره و تنوع زبان هاي پي جين و کريول</p>
<p>تقريبا در چهل منطقه پي جين ها و کريول هاي مبتني بر انگليسي صحبت مي شوند، در برخي از اين نواحي چندين نوع متفاوت وجود دارد. اندرسون اين گستره را به دو خانواده تقسيم کرده است که يکي در اقيانوس آرام و ديگري در درياي آتلانتيک مي باشد، او مي گويد پي جين هاي آتلانتيک در قرون شانزده تا هجده ظاهر شدند اما در اقيانوس آرام اين ظهور جديدتر و از قرن نوزده بوده است.</p>
<p>پي جين ها و کريول هاي انگليسي، اغلب واژه ها را از انگليسي مي گيرند اما آن را تغيير مي دهند، واژه ها اغلب با معاني جديد به کار مي روند، مثلا در آفريقاي غربي chop (در انگليسي معيار: ريز ريز کردن و شکستن، و نيز لب و لوچه و آرواره) معني «خوردن» و bif (در انگليسي معيار: ؟) معني گوشت حيوان مي دهد (Anderson)</p>
<p>گويشوران اين زبان ها معمولا نام هاي زبان شناختي پي جين و کريول را بکار نمي برند. گويشوران کريول انگليسي Torres Strait به زبانشان Broken (شکسته) مي گويند، در حاليکه گويشوران کريول انگليسي استراليايي به زبان خودشان Kriol مي گويند و کريول هاي انگليسي هاوايي به زبان خود (که يک کريول است و نه يک پي جين) Pidgin مي گويند. (همان)</p>
<p>زبان هاي پي جين عمدتا چندان عمر نمي کنند، غير معمولي است اگر به زبان اصلي تبديل شوند و بسيار نادر است که موردي از اين زبانها بيش از يک قرن دوام بياورد..</p>
<p>در پاپواي گينه نو زبان پي جين را گسترش دادند و بدان نام پي جين گينه نو نهادند، اين نام در سال 1981 به نوک پيسين[9][9] (Tok pisin) تغيير دادند، امروزه توک پيسين يک زبان جداست و توسط بسياري از بوميان صحبت مي شود، توک پيسين پرجمعيت ترين زبان در اقيانوس آرام است و تقريبا دو ميليون نفر بدان صحبت مي کنند، چون گويش مادري بسياري از مردم در پاپواي گينه نو است بنابراين آنرا بايد يک «کريول» حساب کنيم، اما مردم به آن توک پيسين (پی جین) مي گويند. در گينه نو اين زبان مهمترين زبان است و روزانه در تلويزيون، روزنامه ها و.. کاربرد دارد، همچنين يکي از دوهزار زباني است که عهد جديد بدان ترجمه شده است. (همان) به نوشته بيتس و پلاگ توک پيسين ]توکپيسين[ 1500 واژه دارد که هشتاد درصد آن از انگليسي گرفته شده است. (بيتس و پلاگ 1375، ص 454)</p>
<p>مثال هايي از توک پيسين:</p>
<p>توک پيسين:<br />
Tok pisin orait, difela toke m bilong pepul</p>
<p>انگليسي معيار:<br />
Tok pisin, now this language, it belongs to the people</p>
<p>توک پيسين:<br />
Mi not got mani orait mi no kam asde</p>
<p>انگليسي معيار:<br />
I had no money therefore I did not come yesterday</p>
<p>مثالها برگرفته از Anderson</p>
<p>فرامکين و رادمن: آيا خود زبان انگليسي يک زبان پي جين است؟</p>
<p>مطالعه نمونه هاي اخير پي جين و کريول و فرايند کريولي شدن اين پرسش را به ذهن متبادر مي شود که آيا اين امکان وجود دارد برخي زبان هاي بزرگ امروزي خودشان نوعي پي جين يا کريول بوده باشند که در طي قرنها به تکامل فوق العاده رسيده اند؟</p>
<p>فرامکين و رادمن (1988) اين فرض را در مورد زبان هاي ژرمني مطرح کرده اند. برخي زبان شناسان مي گويند زبان ژرمني اوليه حدود هزار سال پيش از ميلاد از يک زبان پي جين که قبايل ژرمني منطقه بالتيک به کار مي بردند، تحول يافته است. اگر اين اظهار نظر درست باشد پس زبان هاي انگليسي، هلندي و آلماني همگي مي بايست از يک زبان پيشين پي جين سرچشمه گرفته باشند. (بيتس و پلاگ، 1375، ص455)</p>
<p>لري فرنگي (اختلاط انگليسي-لري در مسجد سليمان)</p>
<p>ايران هرگز رسما مستعمره اروپاييان نبوده است، اگر هم احيانا اروپاييان در شهر يا جزيره اي فعاليت گسترده داشته اند اطلاعي از اينکه آيا اين فعاليت موجب شکل گيري يک زبان پي جين شده باشد در دست نيست، گرچه تحقيق جامعي هم در اين باره صورت نگرفته است.</p>
<p>من به عنوان نمونه بررسي مختصري در باره شهر مسجد سليمان به عمل آورده ام. مردم بومي اين شهر از عشاير لرزبان بختياري هستند. در طول سالهاي فعاليت انگليسي ها در اين شهر واژگان بسياري وارد گفتار مردم شد، اما به زحمت نشاني از شکل گيري يک زبان پي جين، آنهم مطابق تعاريفي که در ابتداي اين نوشتار آمده است (واژگان عمدتا برگرفته از زبان رولايه انگليسي و دستور زبان برگرفته از لري و فارسي) به چشم مي خورد.</p>
<p>با ملي شدن صنعت نفت در 29 اسفند سال 1329 حضور خارجيان در اين منطقه از ايران به حداقل رسيد و بسياري از واژگان دخيل نيز به زودي از زبان و گفتار مردم افتاد، اما هنوز هم در اين شهر مي توان واژگان بسياري را ديد که يادگاري از اين دوران است.</p>
<p>اصطلاح لري فرنگي بيشتر به عبارت هاي طنز آلودي بر مي گردد که به انگليسي سخن گفتن مردم عادي لرزبان اشاره دارد. اين عبارت ها هنوز به عنوان طنز و لطيفه در ميان مردم به کار مي رود، به عنوان مثال:</p>
<p>· هلو داکتر ماي بُرادر زهِ بُو وَسہ هن راسس اشکَسہِ، ار تُو نياهي بہ مال، بيارمس هاسپيتال (واژه های خمیده "انگلیسی" هستند)</p>
<p>· هلو فرنگي بہ مالي؟ بِي بيت وس بہ کندالي، برديمسہ هاسپيتالي</p>
<p>داراب افسر بختياري، شاعر لرزبان، درباره شرايط آن روز مسجد سليمان سروده معروفي دارد که در بخشي از آن به مشکلات گفتگوي لرها با کارفرمايان انگليسي اشاره مي کند:</p>
<p>· گلي جون بنير بس / لگن وُر مئن سرس</p>
<p>· مُو هرچي زس ائ­پرسم / اِ­گُو يس يس يس يس</p>
<p>]شرح فارسي: گلي جان نگاهش کن، لگن گذاشته روي سر، هرچه مي پرسم فقط مي گويد Yes, yes [</p>
<p>و در جاي ديگري:</p>
<p>· يُو خُو هيچي ندونہ / يُو خُو از جنييونہ</p>
<p>· مُو لري زس اِ­پرسم / هُو ترکي سيم اِخونہ</p>
<p>]شرح فارسي: انگاري (اين مرد انگليسي) هيچ حاليش نمي شود، انگار از طايفه اجنه است، من از او لري مي پرسم، او ترکي پاسخ مي دهد [</p>
<p>در جاي ديگري مهارت انگليسي ها در فهم گفتار لرها و يا تسلط ايشان به فرهنگ بومي منطقه را چنين بيان کرده است:</p>
<p>· لرون ار ايچُو يہ بيت اِخونن / هونُون بہ لندن معنيس دونن</p>
<p>نگارنده در يادداشت مستقلي به تحليل ابعاد ادبي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي اين نمايشنامه پرداخته ام (خدايي 1389)</p>
<p>همانطور که در جدول زير مشاهده مي کنيد، واژگان وارداتي زبان هاي اروپايي (انگليسي) در گويش لري بختياري دچار تغيير شکل مي شوند (مقايسه کنيد با تغيير واژگان انگليسي در زبان توک پيسين و همچنين تغيير واژگان فارسي در گويش اردو)</p>
<p>انگليسي<br />
لري فرنگي</p>
<p>wire<br />
واير</p>
<p>plate<br />
پليت</p>
<p>gas<br />
گِس</p>
<p>drum<br />
درام</p>
<p>valve<br />
والف (شيرآب)</p>
<p>glob<br />
گلوپ (کُره، حباب)</p>
<p>beam<br />
بيم (تيرآهن)</p>
<p>off<br />
آف (خاموشي، مرخصي)</p>
<p>overtime<br />
اوِرتِيم</p>
<p>light<br />
چراغ ليت</p>
<p>nurse<br />
نرس (پرستار)</p>
<p>اما حتي اگر آنچه روايت هاي طنزآلود فوق الذکر و گزارش داراب افسر بختياري حقيقت داشته باشد و فراواني واژگان انگليسي در گفتار مردم منطقه چنين بالا باشد بازهم هنوز نمي توانيم از زبان «پي جين» سخن بگوييم، يعني نمي توان گفت نوعي پي جين بين انگليسي و لري بختياري شکل گرفته است و بعدا با خروج انگليسي ها و کمرنگ شدن ارتباط شان با مردم شهر فراموش شده است، چراکه درصد واژگان انگليسي بسيار ناچيز است، دستور زبان، لري است و در شمارش واژگان جز چند واژه انگليسي بقيه به خود زبان هاي منطقه است.</p>
<p>چکيده و نتيجه گيري:</p>
<p>معمولا برده داري و استعمار عامل اصلي شکل گيري زبان هاي پي جين به شمار مي رود بردگاني که به مستعمرات آورده مي شدند ضرورتا به يک زبان سخن نمي گفتند، اما چون ناچار به ارتباط با يکديگر و نيز با اربابان و کارفرمايان بودند براي انجام اين منظور يک زبان پي جين اختراع مي کردند که معمولا انگليسي رولايه آن بود. پي جين، زبان مادري هيچکس به شمار نمي رود، اما اگر در نسلهاي آتي تبديل به زبان بومي و مادرزادي کودکاني بشود، از اين تحول که اصطلاحا به آن «کريولي شدن»[10][10] گفته مي شود زبان جديدي به دست مي آيد که بسيار مترقي تر و کاملتر از يک زبان پي جين ساده و اوليه است، اين نوع زبان «کريول» ناميده مي شود. اگر کريول ايجاد شده در گذر زمان به زبان رولايه نزديک شود، به گويشي از آن تبديل مي شود و «کريول زدايي» مي گردد، اما اگر مسير تکامل خود را مستقل از زبان رولايه طي کند، فرايند «فراکريولي شدن» اتفاق افتاده است.</p>
<p>اغلب زبان هاي پي جين و کريول در فاصله قرن 16 و 19 پديدار شدند. اينکه زبان هاي پي جين ساده مي مانند مگر اينکه به زبان مادري تبديل شوند و کودکان فرايند کريولي شدن را به انجام برسانند برهاني تلقي شده است بر اين فرضيه که براي يادگيري زبان دوره سرنوشت سازي وجود دارد اگر زبان در اين دوره توسط انسان يادگرفته نشده باشد فرد نمي تواند آنرا درست به کار ببرد و به تکامل برساند. همچنين شباهت کريول هايي که در سراسر جهان بدون ارتباط با هم تکامل يافته اند تعجب برخي محققان را جلب کرده است. برخي احتمال مي دهند با ريشه يابي زبان هاي بزرگ امروزي ممکن است اثبات شود اين زبانها (مثل شاخه ژرمني شامل انگليسي، هلندي و آلماني و..) اساسا از يک زبان پي جين تکامل يافته اند. در تاريخ معاصر کشور ما ايران، حضور پرشمار انگليسي ها در هنگام کشف نفت در مناطق لرزبان بختياري موجب ورود لغات انگليسي بسياري به گفتار مردم شهري مثل مسجد سليمان شد اما احتمال کمي وجود دارد که نوعي از زبان پي جين انگليسي (با اشتراک لري و فارسي) شکل گرفته باشد.</p>
<p>منابع:</p>
<p>· Andersson, Elenor. (date:?). What is a pidgin and what is a creole language in: www.dooku.miun.se/mats.deutschmann/New%20B/B&#8230;/Elenor%20andersson.pdf</p>
<p>· Tichacek, Klaus. (2002/2003), The “Critical Period Hypothesis” and pidgin and Creole languages.Mat. Nr: Applied NLP. Universität Osnabrück</p>
<p><a href="http://www.khorbeh.blogfa.com/post-143.aspx">http://www.khorbeh.blogfa.com/post-143.aspx</a></p>
<p>· بِيتس، دانيل و پلاگ، فرد. (1375). انسان شناسي فرهنگي. تر: محسن ثلاثي. تهران: انتشارات علمي. چاپ اول</p>
<p>· بختياري، داراب افسر. (1376)، ديوان اشعار، تهران: آنزان، چاپ پنجم</p>
<p>· خدايي، ابراهيم. (1389). شعر لُري و راز پري (کتاب الکترونيکي). کتابخانه اينترنتي باباطاهرلرهمداني: www.babataherlib.com قابل تهيه در نشاني زير: http://javidankherad.com/baba/book.asp?id=1</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>[1][1] و 2- فرهنگ های لغت واژه Pidgin را به عنوان زبان آمیخته، انگلیسی دست و پاشکسته، زبانی که ماحصل ارتباط اروپایی ها و افراد بومی است ترجمه می کنند، شايد اين واژه در اصل از عبارتBusiness English مشتق شده. اما واژه Creole را چنین معرفی می کنند: زبانی که از مخلوط شدن دو زبان دیگر به وجود می آید و به عنوان زبان اصلی در جامعه استفاده می شود، دورگه های اروپایی- آفریقایی، فردی از نژاد مختلط اروپایی و آفریقایی خصوصا در جزایر هند غربی زندگی کند، فرد اروپایی الاصل متولد نواحی حاره امریکای مرکزی و جنوبی، شهروند ایالت لوئیزیانا (آمریکا) از نژاد فرانسوی، از نوادگان کوچگران اسپانیایی، دورگه سفید و سیاه، زبان آمیخته فرانسوی و انگلیسی، زبان آمیخته (ن.ک: فرهنگ گسترده پیشرو آریان پور، تهران: جهان آینده 1387، فرهنگ اطلس، ویراستار: دکتر مهشید مشیری، تهران: آریان ترجمان، 1386)</p>
<p>[3][3] &#8211; Superstrate</p>
<p>[4][4]- Substrate</p>
<p>3- Creolization</p>
<p>[6][6] &#8211; Critical Period Hypothesis</p>
<p>[7][7] &#8211; Decreolization</p>
<p>[8][8] &#8211; Hypercreolization</p>
<p>[9] &#8211; نامواژه توک پیسین Tok pisin از واژه انگلیسی talk pidgin گرفته شده است</p>
<p>3- Creolization</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/385/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/385/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/385/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/385/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/385/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/385/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/385/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/385/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/385/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/385/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/385/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/385/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/385/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/385/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=385&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2011/01/02/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%be%d9%8a-%d8%ac%d9%8a%d9%86-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d9%8a%d9%88%d9%84-%d9%88-%d9%84%d8%b1%d9%8a-%d9%81%d8%b1%d9%86%da%af%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>روايت و تحليل روايت در علوم اجتماعي</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/12/28/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%8a%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%84%d9%8a%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%8a%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%d9%8a/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/12/28/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%8a%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%84%d9%8a%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%8a%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%d9%8a/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 28 Dec 2010 14:15:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مردمشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[Narrative Analysis]]></category>
		<category><![CDATA[Narrative research]]></category>
		<category><![CDATA[انسان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل روایت]]></category>
		<category><![CDATA[روایت]]></category>
		<category><![CDATA[علوم اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=383</guid>
		<description><![CDATA[روايت ها را مي توان هم مي توان به عنوان محصولي از کنش متقابل فرد و جامعه تحليل کرد، يعني آن را مخلوقي از شرايط فردي و اجتماعي سازندگان روايتها دانست و از طريق آن به دنبال شناخت فرد و جامعه بود، و هم مي توان آنها را سازنده فرد و جامعه دانست و بنابراين [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=383&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>روايت ها را مي توان هم مي توان به عنوان محصولي از کنش متقابل فرد و جامعه تحليل کرد، يعني آن را مخلوقي از شرايط فردي و اجتماعي سازندگان روايتها دانست و از طريق آن به دنبال شناخت فرد و جامعه بود، و هم مي توان آنها را سازنده فرد و جامعه دانست و بنابراين شرايط و وضعيت کنوني يک فرد يا جامعه را در روايتهاي ايشان ريشه يابي کرد. به عبارت صريحتر روايتها هم خالق هستند و هم مخلوق<span id="more-383"></span></p>
<p>با سپاس از استاد دکتر مريم رفعت جاه</p>
<p>کليد واژه ها: روايت (Narrative)، تحليل روايت (Narrative Analysis)، مصاحبه روايي (Narrative Interview)</p>
<p>مقدمه:<br />
در تاريخ 15 آبان 1389 ساعت 7:20 دقيقه صبح زلزله اي به قدرت 4:9 ريشتر در عمق 5 کيلومتري شهرستان دورود در استان لرستان را لرزاند، به صدها خانه آسيب زد و بيش از صد نفر هم زخمي داشت. من  با مردم درباره لحظه وقوع اين رخداد صحبت کردم، هرکس روايتي داشت، در ساختار اين روايت ها نقاط اشتراک و افتراق فراواني بود که اگر موضوع يک تحقيق روايي قرار مي گرفت مي توانست به افزايش دانش اجتماعي ما از اين مردم و واکنش شان دربرابر رخدادي همچون زمين لرزه کمک کند. در اينجا فقط دو روايت جالبتر را نقل مي کنم.<br />
زن جواني تعريف مي کرد که همسرم مثل يک روز کاري معمولي تازه از خانه خارج شده بود و شايد هنوز زياد دور نشده بود، من داخل حيات را مرتب مي کردم، کودک خردسالم تازه از خواب بيدار شده بود، او را از پشت شيشه هاي درب هال مي پاييدم، چهار دست و پا به اين سو و آن سو حرکت مي کرد، اطراف رخت خواب و بخاري دنبال پدرش بود.. در همين لحظه خانه شروع به لرزيدن کرد، در يک لحظه احساس کردم دنيا دارد روي سرم آوار مي شود، خيلي سريع به طرف درب هال دويدم، خواستم در را باز کنم و خودم را به کودکم برسانم! باز نمي شد! انگار قفل شده بود، بعدا فهميدم که موقع زلزله گاه اينطور مي شود و درب به خاطر تغيير شکلي که در اثر لرزش ديوارها و دروازه ايجاد مي شود به آساني باز نمي شود. هرچه کردم باز نشد، خداي من! ديوارها مي لرزيد، لوله هاي داغ بخاري بالاي سر کودک مثل شاخه هاي درختي که باد بدان ها خورده باشد در لرزش بودند، چه بايد مي کردم، با جيغ و داد و با شانه و مشت و لگد شروع به کوبيدن در کردم، کلا چند ثانيه بيشتر نبود، چند لحظه بعد ديگر لرزشي وجود نداشت، اما ديدم که يکي از شيشه هاي درب را شکسته ام و از مچ دست خودم هم خون جاريست! کودک متوجه هيچ چيز نشده بود و هنوز داشت اطراف بخاري بابا را صدا مي زد! بعد ديدم چند نفر همسايه در حيات را مي کوبند، در را باز کردم براي کمک به من آمده بودند، هنوز براي آنها قضيه را نگفته بودم که همسرم هم با عجله به خانه برگشت، بالاخره در را باز کردند و من کودکم را با مچ باندپيچي شده ام بغل کردم.<br />
اين يک روايت بود، هر کدام از 110 نفر زخمي ديگر و هزاران نفر از مردمي که در گير اين حادثه بودند احيانا چنين روايتي دارند، داستان ديگر قابل گفتن در اينجا روايت يک دختر بچه دانش آموز مقطع راهنمايي بود، او گفت من از مادرم خداحافظي کردم، نسبت به روزهاي ديگر کمي در رفتن به مدرسه تاخير داشتم، وسط راه پله بودم، -خانه اين دختر در طبقه دوم يک ساختمان بود که حدود دوازده پله تا کوچه فاصله داشت- وقتي زلزله آمد اول نفهيدم داستان چيست، شروع کردم به برگشتن، پله ها را دوتا يکي دويدم تا خودم را به مادرم برسانم، هنوز به پله آخري نرسيده بودم که يادم آمد زلزله است و شايد بايد مثل زلزله نوروز چند سال پيش که توي خونه پدربزرگ همه دويده بوديم بيرون حالا هم بايد مي رفتم بيرون، خلاصه دوباره شروع کردم به دويدن روي پله ها! وقتي رسيدم جاي اولم يعني وسط راه پله، زلزله تمام شده بود! اما من هنوز مي لرزيدم و مي ترسيدم، تازه جيغ و دادم شروع شد، نشستم و سرم را بين دو دستم گرفتم و شروع کردم به گريه، بعد ديدم مادرم خودش را بالاي سرم رسانده!<br />
خوب زلزله چيست؟ اگر بخواهيم از ديدگاه زمين شناسي، فيزيک و علوم ديگر به اين پرسش پاسخ بدهيم بحث ما از علوم اجتماعي خارج شده است.</p>
<p>اهميت روايت ها در تحقيقات کيفي علوم اجتماعي<br />
رخداد زلزله براي علوم اجتماعي قالبي بهتر از اين روايتها ندارد، اگر بخواهيم از منظر انسان شناسي و ديگر علوم اجتماعي به بررسي چنين رخدادي بپردازيم مي بينيم تمام زندگي ما موجودات بشري جز مقداري «روايت» نيست، اينجا مهم نيست چه اتفاقي افتاده است، مهم نيست زلزله از نظر معيارهاي عيني و فيزيکي و زمين شناختي چه بوده است، چند ريشتر بوده يا در عمق چند کيلومتري زمين رخ داده است، جهت آن در کدام يک از قالب هاي زلزله شناختي (مثل امواج S، L، P، R و..) مي گنجد.<br />
آنچه براي علوم اجتماعي اهميت دارد روايتي است که از اين حادثه براي مردم شکل مي گيرد، انسانها از طريق اين روايتها زلزله را مي فهمند، درک و احساس مي کنند، تحليل مي کنند، بازگويي همين روايت ها انسان را به نتيجه گيري و تعميم درباره زلزله هاي ديگر هم مي کشاند.<br />
روايت (Narrative) مشتق از اسم لاتين Narrario به معني حکايت يا داستان و فعل Narrare به معني بيان حکايت و تعريف داستان است. ترجمه دقيقتر آن به فارسي «روايت» است، اما گاه در برخي منابع (مثل پوراحمد و شماعي 1384) به «داستان» هم ترجمه شده، به نظر من بهتر است در برابر واژه Narrative به همان واژه «روايت» بسنده کنيم، و «داستان» را طبق سنت معمول، معادلي براي Story بدانيم.<br />
اصطلاح Story معادل و مترادف Narrative است اما واژه نخست معمولا در ادبيات و هنر کاربرد دارد و واژه Narrative در پژوهشهاي اجتماعي (Torill Moen, 2009)<br />
يک روايت سکانسهايي از يک ماجرا يا ماجراهايي را در خود دارد که براي راوي يا شنونده اش اهميت دارد، حالا اين روايت و ماجرا ممکن است فقط چند دقيقه يا حتي ثانيه از زندگي يک نفر باشد و ممکن است تمام عمر يا حتي زندگي نامه چند نسل را بازنمايي کند. به هر حال آنچه روايت ها را با اهميت کرده اين است که ما در علوم اجتماعي قادر به بازآفريني رخداد مورد نظر نيستيم و چاره اي جز پرداختن به همين «بازنمايي» ها نخواهيم داشت.<br />
«ما انسان ها از طريق داستان هاست که زندگي مي کنيم، به خاطر مي آوريم، روياپردازي مي کنيم، به سخن ديگر ما اين جهان وحشي مان را با روايت رام مي کنيم، جريان شناور و پر ابهام تجربه را تا حدي قابل فهم مي سازيم، انسان يک موجود داستان باف است، روايت ها گريز ناپذيرند» (Reck, 1993)<br />
روايت ها را مي توان هم مي توان به عنوان محصولي از کنش متقابل فرد و جامعه تحليل کرد، يعني آن را مخلوقي از شرايط فردي و اجتماعي سازندگان روايتها دانست و از طريق آن به دنبال شناخت فرد و جامعه بود، و هم مي توان آنها را سازنده فرد و جامعه دانست و بنابراين شرايط و وضعيت کنوني يک فرد يا جامعه را در روايتهاي ايشان ريشه يابي کرد. به عبارت صريحتر روايتها هم خالق هستند و هم مخلوق!<br />
Reck در مقاله اي که در سال 1993 نوشته مدعي است در بيست سال گذشته –يعني نسبت به زمان ما تا چهل سال پيش- تمرکز بر روايت يا داستان از ميدان ادبيات و نقد ادبي خارج شده و به علوم زبان شناسي، فلسفه، تاريخ، علوم اجتماعي و مخصوصا انسان شناسي منتقل شده است. به گفته وي فرانسوي ها نام اين جنبش را La Narratologie نهاده اند. (همان)</p>
<p>پيش فرض هاي اصلي در تحقيقات روايي<br />
به نوشته توريل موين، تحليل روايت و تحقيق روايي مبتني است بر سه پيش فرض:<br />
1-	نوع بشر تجربه هاي شان را از جهان در قالب روايت ها سازماندهي مي کنند.<br />
2-	داستان ها و روايت ها وابسته اند به تجارب گذشته و حال فرد، ارزشهايش، آنهايي که داستانها خطاب به ايشان بيان مي شوند، زمان و مکان گفته شدن و به طور خلاصه آنها را بايد در ارتباط با همبافت اجتماعي شان تحليل کرد.<br />
3-	بيشتر پژوهشگران مدعي هستند در روايتها چند صدايي وجود دارد بنابراين خيلي بهتر از روشهاي کمي که فقط بازتاب بخشي از واقعيت هستند مي توانند به ما کمک کنند. (Torill Moen, 2009)<br />
به نظر من اين چند صدايي وقتي در تحقيق روايي کاملا برجستگي مي يابد که موضوع پژوهش قهرمان اصلي و نقش اول داستان نباشد. به عبارت بهتر اگر ما از راوي بخواهيم درباره واکنش خودش يا دوستش صحبت کند (نقش اول او يا دوست او باشد) اما فرد موضوع پژوهش ما کس ديگري باشد که در حاشيه روايت بدان اشاره مي شود (هر فردي غير از فردي که نقش اول روايت را دارد) چند صدايي و صداقت در تحليل ما نمود بارزتري مي يابد.<br />
اما «توريل مويين» اساس اين پرسش که روايت ها راستند يا ممکن است دروغ باشند را قبول ندارد و معتقد است اگر به تحقيقات روايي از اين نظر بنگريم که افراد تجاربشان را در داستان هايي که مي سازند بيان مي کنند و بپذيريم که اين داستانها تحت تاثير گذشته، موقعيت و ارزشهاي فردند، ديگر پرسش از راست يا دروغ بودن روايت معنا ندارد. يک روايت مي تواند موضوع تحليل ما باشد چه ساخته و  پرداخته ذهن فرد باشد و چه ريشه در واقعيت داشته باشد (همان)<br />
اين سخن «موين» يادآور تعبير «مريل» است که در بيان نقش و اهميت روايت در علوم اجتماعي مي گويد: Doing is saying, Saying is doing  کردار گفتارست و گفتار کردار! (Merrill, 2007) و منظورش اين است براي ما روايت ها مهمند نه خود حادثه ها.<br />
اما فليک در برشمردن محدوديت ها و کاستي هاي تحليل روايت معتقد است: «در مجموع تحليل هايي که به شوتس ارجاع مي دهند درباره کيفيت واقع نمايي داده هاي کيفي اغراق مي کنند. تاثير بزنمايي بر آنچه نقل شده است، کم تر از ميزان واقع در نظر گرفته شده و در مقابل، امکان استنباط رويدادهاي واقعي سرگذشت افراد بيش از حد برآورد شده است.» (فليک، 1387، ص 373)<br />
وي سپس تلفيق تحقيق روايي به شيوه هاي تحقيق و تحليل ديگر يکي از راهکارهاي رفع اين کاستي مي داند، و با اين حال در نهايت معتقد است پرداختن تحليل روايت به «موردهاي منفرد» ما را از دست يافتن به تعميم و تحليلي فراتر از «بازسازي و مقايسه چند مورد محدود» ناتوان مي کند. (همان)</p>
<p>مصاحبه روايي<br />
	بديهي است روش معمول در گردآوري داده هاي لازم براي تحليل روايت «مصاحبه» است که در اينجا بيشتر نوع خاصي از آن که به Narrative Interview  مشهور است کاربرد دارد که در ترجمه فارسي آن معمولا از اصطلاحاتي چون مصاحبه روايي (فليک 1387) يا مصاحبه روايتي (حريري، 1385) به استفاده است.<br />
	هرمانز در تشريح مصاحبه روايي مي گويد: «در مصاحبه روايي از فرد مطلع خواسته مي شود سرگذشت موضوعي را که خود در آن شرکت داشته في البداهه روايت کند.. پرسشگر فرد مطلع را وا مي دارد تا موضوع مورد نظر را در قالب داستان به هم پيوسته اي از رويدادها از ابتدا تا به انتهاي آن بازگو کند» ( Hermanns 1995 به نقل از فليک 1387)<br />
	اگر در مصاحبه روايي از روايتگر خواسته شود داستان خود را در محور يک واقعه سازماندهي کند، به آن مصاحبه واقعه مدار يا اپيزوديک گفته مي شود (فليک 1387 و حريري 1385)<br />
	در هر صورت آنچه گردآوري مي شود مي تواند از جنبه هاي مختلف زبان شناختي، انسان شناختي، روان شناختي و.. مورد توجه و تحليل قرار بگيرد.<br />
مريل در مقاله اي تحت عنوان «داستانهاي روايت: کاربرد بين رشته اي روايت در علوم اجتماعي» به مساله بين رشته اي بودن تحقيق روايي و لزوم بهره گيري از ديدگاههاي رشته هاي مختلف در تحليل روايت پرداخته است (Merril 2007)<br />
	به راستي به نظر مي رسد حق با مريل است و نمي توان يک روايت را از منظري انسان شناختي مطالعه کرد بدون آنکه گذاري بر ويژگي هاي زبان شناختي و روان شناختي آن روايت داشت.</p>
<p>نتيجه گيري و چکيده: سه پيش فرض اساسي تحليل روايت عبارتند از 1- انسان جهان را از طريق روايت ها سازماندهي مي کند 2- روايت بازتاب محيط و شرايط فردي، اجتماعي، طبيعي و.. است 3- در روايت چند صدايي وجود دارد. بنابراين علوم اجتماعي براي مطالعه مردم و جامعه ناچارست به تحقيق و تحليل در اين روايتها بپردازد، هم از آن جهت که يک روايت محصولي از شرايط فردي و اجتماعي است و هم از اين جهت که روايتها بر شرايط فرد و جامعه تاثير مي گذارند.<br />
	شيوه اصلي گردآوري داده هاي مورد نياز در تحقيق روايي نوعي از مصاحبه است که در آن مصاحبه گر از مشارکت کنندگان مي خواهد روايت خودشان را براي وي بيان کنند، در اين نوع مصاحبه که بدان «مصاحبه روايي» گفته مي شود محقق دخالت بسيار کمي دارد، يک مصاحبه روايي ممکن است شامل تمام داستان زندگي يک نفر يا حتي زندگي چند نسل باشد، اگر در مصاحبه روايي از روايتگر خواسته شود داستان خود را در محور يک واقعه سازماندهي کند، به آن مصاحبه واقعه مدار يا اپيزوديک گفته مي شود.<br />
	در هر صورت تحليل يک روايت غالبا «بين رشته اي» است،  آنچه گردآوري شده است مي تواند از جنبه هاي مختلف زبان شناختي، انسان شناختي، روان شناختي و.. مورد توجه و تحليل قرار بگيرد.</p>
<p>منابع:<br />
منابع  لاتين:<br />
	Merrill, Bryce John, (2007) Stories of Narrative: on social Scientific Uses of Narrative in Multiple Disciplines, Colorado Research in Linguistics, June 2007, Vol 20, Boulder: University of Colorado,<br />
	Moen Torill, (2009) Reflection on the Narrative Research Approach, in: Life Story Research, vol 1, Edited By: Barbara Herrison, SAGE Publication, First Printed: pp. 291-308,<br />
	Reck, Gregory G, (1993), Narrative and Social Science; Reclaiming the Existential, Issues in Integrative Studies, No. 11, pp.63-74</p>
<p>منابع فارسي:<br />
	حريري، نجلا، (1385)، اصول و روشهاي پژوهش کيفي، تهران: دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات، چاپ اول<br />
	فليک، اووه (1388)، درآمدي بر تحقيق کيفي، تر: هادي جليلي، تهران: نشرني، چاپ دوم<br />
	کريستين، جي. استر برگ، (1384)، روشهاي تحقيق کيفي در علوم اجتماعي، تر: پوراحمد-شماعي، يزد: دانشگاه يزد، چاپ اول</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/383/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/383/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/383/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/383/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/383/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/383/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/383/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/383/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/383/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/383/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/383/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/383/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/383/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/383/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=383&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/12/28/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%8a%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%84%d9%8a%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%8a%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%d9%8a/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>جهانی شدن و فرصت های پسامدرنیته برای نوزایی جنبش های قومی</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/12/19/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86%d8%9b-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86%db%8c%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%88/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/12/19/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86%d8%9b-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86%db%8c%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Dec 2010 07:48:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مردمشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=375</guid>
		<description><![CDATA[جهاني شدن و انقلاب اطلاعاتي با افزايش هزينه‌هاي اعمال قدرت از سوي دولت ملي و نفوذپذير کردن مرزها و کاهش هزينه‌هاي مقاومت و فعاليت قومي، بستر مناسب‌تري براي نوزايي جنبش‌های قومگرا ايجاد مي‌کند، اما مؤلفه‌هاي اصلي قوميت (سرزمين، تبار، زبان مشترک و&#8230;) در فرايند جهاني شدن دگرگون خواهند شد، بنابراين هويت قومي نيز اشکال جديدي [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=375&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>جهاني شدن و انقلاب اطلاعاتي با افزايش هزينه‌هاي اعمال قدرت از سوي دولت ملي و نفوذپذير کردن مرزها و کاهش هزينه‌هاي مقاومت و فعاليت قومي، بستر مناسب‌تري براي نوزايي جنبش‌های قومگرا ايجاد مي‌کند، اما مؤلفه‌هاي اصلي قوميت (سرزمين، تبار، زبان مشترک و&#8230;) در فرايند جهاني شدن دگرگون خواهند شد، بنابراين هويت قومي نيز اشکال جديدي خواهد يافت. ديگر نمي‌توان به صراحت پيشين از موسيقي، سرزمين، زبان و.. مشترک و خاص يک ملت يا قوميت سخن گفت.<span id="more-375"></span></p>
<p>برگرفته از نشریه اینترنتی لور:<br />
http://loor.ir/News.asp?nid=3420</p>
<p>             نگاهي به جغرافياي تاريخي کره خاکي نشان مي دهد که در چند قرن اخير، و در پي فرايند مدرنيته، دولت هاي ملي ظهور مي کنند، تقريبا سرتاسر جوامع بشري را تسخير مي کنند و کوشش دارند خود را به قالب هاي اصلي سامان زندگي اجتماعي بشر تبديل کنند. مرزهاي برساخته ملي، همچون ديوارهاي قلعه اي مستحکم، مي کوشند مردم را فراتر از گروهبندي هاي سنتي و طبيعي (همچون خانواده گسترده، طایفه، ایل، قوم و..) دسته بندي کنند، قدرت سياسي و دولتي در اينجا معيار اصلي دسته بندي است اما مي کوشد با تلاش هايي در عرصه هاي  فرهنگي، تاريخي و اسطوره اي خود را مشروع، کهن و طبيعي بازنمايي کند. </p>
<p>            در طول دوران مدرنیته، دولت هاي ملي به آنچه قوانين ملي، حقوق ملي، زبان ملي، فرهنگ ملي، سرود ملي، موسيقي ملي، امنيت ملي، وحدت ملي، «فرهنگ ملي» و.. نام مي نهند تقدس مي بخشند، و هرگونه اعلان موجوديت براي فرهنگ، زبان، حقوق و.. غير از آنچه خود «ملي» مي خوانند را بر نمي تابند. هال «فرهنگ ملي»  را کليد اساسي صنعتي شدن و «موتور مدرنيته» مي داند (1996, p: 292)</p>
<p>تمام امکانات آموزش عمومي و رسانه ها و.. بسيج مي شوند تا زمينه اي را فراهم آورند که گويش هاي محلي هرچه سريعتر رخت بربندند و به فراموشي سپرده شوند، مثلا در سریال های تلویزیونی تصویری از گویشوران لهجه های غیر رسمی ارائه می شود تا شرایط طبیعی جامعه به گونه ای دست کاری شود که کسی رغبت نکند آن لهجه ها را به کودکان خود بیاموزد.</p>
<p>            در منطقه ما نیز با تشکیل دولت های ملی، تقسیمات طبیعی تحت تاثیر قرار می گیرند. نام هایی همچون ایران، عراق، ترکیه، افغانستان، پاکستان، کویت و.. به روی نقشه جغرافیایی راه پیدا می کنند، نام هایی که یا کاملا جدیدند، یا همچون کلمه ایران، کاربرد باستانی دارند (تقریبا جز در اثر اسطوره ای فردوسی، در ادبیات فارسی نامی از ایران در میان نیست) و یا چون عراق، گرچه با صفات عرب و عجم رایج بوده اند اما در تعریف مدرن کاربردی متفاوت می یابند. اما نام های جغرافیایی کهن تر منطقه، همچون خراسان، آذربایجان، فارس، لرستان، بلوچستان، جبال، عراق عجم، پشتکوه و.. اهمیت خود را نسبتا از دست می دهند.</p>
<p>            سپس دولت ملی می کوشد دست به دامن اسطوره سازی و نیز نژادگرایی بشود تا بتواند در رقابت با «دیگری» مفهوم «خود» را بیافریند. بنابراین در ایران، ترک و عرب در عراق، ایرانی و ترک و در ترکیه، ایرانی و عرب مورد نفرت برساخته و مصنوعی ای قرار می گیرند که هیچ سابقه ای در تاریخ و فرهنگ طبیعی مردم منطقه ندارد و این سه هرگز، آنگونه که ملت سازان به تصویر می کشند، سه نژاد درگیر و دشمن نبوده اند، اگر چنین بود پدر رضاخان برای وی نام عربی انتخاب نمی کرد و اجداد موسسین حزب بعث حاضر نبودند مهمترین شهر سرزمین شان نامی پارسی داشته باشد. اما این درگیری و دشمنی باید به وجود می آمد، زیرا اگر ایران آتش پرست نباشد، عراق یکتاپرست نمی تواند تصور و تقدیس شود و اگر عرب بیابانگرد نباشد، چگونه می توان شکوه تمدن ایرانی را به مردم فهماند؟</p>
<p>جهاني شدن با به چالش کشيدن «دولت ملي» يکي از مهمترين موانع نگهداري و تقويت هويت هاي قومي را کم رنگ مي کند. از اين منظر جهاني شدن براي اقوام همچون رها شدن يک زنداني از سلول انفرادي است.</p>
<p>آری، دولت ملي از يک سو تقسيمات بزرگتر يا هم اندازه خود را با عنوان «بيگانه» و با برچسب هايي مثل غربي، آمريکايي، استعماري، اسلامي و.. نوعي تهاجم و تهديد تلقي مي کنند، از سوي ديگر گروه هاي کوچک و بزرگ درون مرزهاي خود را هم با استراتژي هاي متنوعي مهار مي کنند. اين استراتژي ها دامنه بسيار وسيعي از سرکوب و برخورد فيزيکي با برچسب هايي چون «تجزيه طلبي»، «ادعاي استقلال» و «تهديد يکپارچگي ملي»، تا کنترل رسانه اي و رواني و تحقير با برچسب هايي چون «خرده فرهنگ بودن»، «شاخه هاي فرعي و کم اهميت بودن»، و حتي «اشتباه بودن و بيمارگونگي» و.. را در بر مي گرفته است.</p>
<p>به عنوان مثال وقتي يک دولت-ملت تمام توانايي خود را بر محور گسترش يک گويش يا لهجه خاص تحت عنوان «زبان ملي» به کار مي گيرد ديگر لهجه ها و گويش ها تحت عنوان لهجه و گويش فرعي (و حتی گاه اشتباه و بیمارگونه) به حاشيه رانده مي شوند، تمام امکانات آموزش عمومي و رسانه ها و.. بسيج مي شوند تا زمينه اي را فراهم آورند که گويش هاي محلي هرچه سريعتر رخت بربندند و به فراموشي سپرده شوند، مثلا در سریال های تلویزیونی تصویری از گویشوران لهجه های غیر رسمی ارائه می شود تا شرایط طبیعی جامعه به گونه ای دست کاری شود که کسی رغبت نکند آن لهجه ها را به کودکان خود بیاموزد. در بهترين حالت فعالاني مثل انسان شناسان به کار گرفته مي شوند تا به بايگاني اين فرهنگ ها در قالب موزه ها، فرهنگ لغت ها و کتاب ها بپردازند.</p>
<p>از سوی دیگر کوشش وسیعی صورت می گیرد این زبان ملی از سوی زبان های خارجی و بزرگتر یا رقیب مورد تهدید قرار نگیرد. فرهنگستان ها و دانشگاه ها کوشش می کنند واژگان بیگانه را با واژه های ملی جایگزین کنند.</p>
<p>اما «جهاني شدن» با کمرنگ کردن مرزهاي ملي انحصار ابزار هاي رسانه اي، فرهنگي و حتي آموزش عمومي را از کنترل دولت – ملي خارج مي کند. دولت ملی، گرچه تاکنون در رقابت با نهادهای فراملی (جهانی) و فروملی (قومیت ها و دیگر تقسیم بندی های درون مرزها) برنده مطلق بوده است اما کمرنگ شدن مرزها مانع تداوم این اقتدار می شود.</p>
<p>افزايش روز افزون نهادهايي که مجموعه اي از انسان ها را سازماندهي مي کنند بدون آنکه قداستي براي مرزهاي برساخته دولت ملي در نظر بگيرند و صفت هايي همچون منطقه ای، بين المللي، جهاني، بدون مرز و.. بر خود مي گذارند، نشان مي دهد که «جامعه جهاني به چيزي بيش از جمع جبري جوامع ملي تبديل مي شود (گل محمدی 1383، ص74)</p>
<p>دولت ملي براي به انجام رساندن کارکرد هويت سازي خويش در مواجهه با جهاني شدن در برابر دو دسته چالش قرار مي گيرد (بر اساس تحلیل گل محمدي 1383، صص 73- 80):</p>
<p>الف) افزایش هزینه های اعمال قدرت: به دو صورت کلی نمود می یابد، یکم نفوذپیر کردن مرزها و بستارهای اجتماعی، هرگونه اعمال نظارت، کنترل و سانسور فرهنگی را بسیار پرهزینه و حتی ناممکن می کند، دوم هزینه هرگونه نفی و سرکوب در فرایند بازسازی هویت ملی را به میزان چشم گیری افزایش می دهد.</p>
<p>در طول دوران مدرنیته یک دولت ملی (مثل ترکیه) این حق را برای خود مشروع می پنداشت و عملا هم این توانایی را داشت که اساسا وجود خارجی و فیزیکی یک قوم (مثلا میلیون ها نفر کُرد) را انکار کند، چه برسد به اینکه بخواهد برای این مردم حقوق بشر جمعی، مثل استفاده از زبان مادری در مدارس و رسانه ها، آزادی برگزاری آیین های قومی، حق نظارت بر سرنوشت فرهنگی و قومی خویش و.. قایل باشد.</p>
<p>اما با گسترش شبکه های ماهواره ای و اینترنتی و.. در دهه های اخیر، آیا هنوز هم یک دولت می تواند چنان رفتاری با گروهبندی های درون مرزهای خویش داشته باشد؟</p>
<p>ب) کاهش هزینه های مقاومت و فعالیت برای جنبش های قومی: جهانی شدن با کمرنگ کردن مرزهای ملی از یک سو موجب کاهش هزینه های مقاومت می شود و از طرف دیگر دستاوردهای انقلاب اطلاعاتی بستر مناسب و ارزانی برای فعالیت قومی فراهم کرده است.</p>
<p>اگر تا کنون یک گروه قومی برای تهیه و توزیع یک نقشه جغرافیایی ساده و معمولی از پراکندگی همتباران خویش باید هزینه های مالی فراوانی را می پرداخت و از طرف دیگر مورد تعقیب و پیگرد سیاسی و حقوقی دولت ملی قرار می گرفت، اما اکنون یک نفر به تنهایی می تواند یک شبه نقشه ای از قومیت مورد نظر خویش طراحی کند و در شبکه وب به گردش درآورد، بدون آنکه هزینه زیادی بپردازد یا دولت روی آن کنترل مطلوب و کارآمدی داشته باشد.</p>
<p>انقلاب اطلاعاتي هزينه تهيه و توزیع اقلام آموزشي و فرهنگي را بسيار کاهش داده است. اگر براي تهيه و پخش يک آلبوم موسيقي قومي تا چندي پيش لازم بود از کانال هاي تعريف شده دولت ملي بگذرد امروزه شبکه وب در يک چشم به هم زدن يک محصول فرهنگي را جابه جا مي کند.</p>
<p>بنابراین، جهاني شدن با به چالش کشيدن «دولت ملي» يکي از مهمترين موانع نگهداري و تقويت هويت هاي قومي را کم رنگ مي کند. از اين منظر جهاني شدن براي اقوام همچون رها شدن يک زنداني از سلول انفرادي است.</p>
<p>چالش های جهانی شدن برای جنبش های قومی: این چالش ها از آنجا نشأت می گیرند که  مؤلفه هاي اساسی قوميت تحت تاثیر شرایط جهانی دستخوش دگرگونی می شوند. سرزمین مشترک، تبار مشترک، زبان، تاریخ و فرهنگ مشترک دیگر معنای کهن خود را از دست می دهد. شهر و روستایی نیست که تحت تاثیر جهانی شدن قرار نگیرد.</p>
<p>اگر جنبش های قومی تا کنون در پی قلمروی بودند که موسیقی بومی شان در آنجا طنین بیاندازد در دنیای پسامدرنیته چنین فضایی را نخواهند داشت مگر آنکه موسیقی ایشان همراه با انواع دیگر موسیقی ملتها و اقوام دیگر شنیده شود.</p>
<p>کمتر شهر و سرزمینی وجود خواهد داشت که مردمی از اقوام و حتی ملت های مختلف در آن سکونت نداشته باشند، حتی اگر از نظر جغرافیایی چنین محیطی موجود باشد از نظر فرهنگی و ذهنی شکل دیگری خواهد داشت، چرا که در هر حال بازار آن پر از کالاهای اقتصادی و فرهنگی و.. جهانی خواهد شد. شبکه اینترنت دیوار هر شهری را فرو می ریزد.</p>
<p>بنابراین جهاني شدن پس از رهاسازی زنداني از سلول انفرادي و فشار مهلک و مرگ عن قريبي که دولت ملي بر قوميت تحميل مي کند، هويت هاي ملي و قومي را با هم وارد زندان بزرگتري مي کند که ظاهرا دیگر اميدي به رهايي از آن نخواهد بود. اگر روزي اهل يک زبان گمان مي کردند با خروج از سلطه يک دولت ملي و تشکيل دولت و قدرت سياسي بتوانند زبان خويش را از نابودي رهايي بخشند، در عصر پسامدرنیته تقريبا رهايي از سلطه فرهنگ جهاني ناممکن مي نمايد.</p>
<p>فرهنگ های قومی در بازار جهانی اجازه عرض اندام می یابند، اما در این بازار بایستی به رقابت بپردازند، می توان گفت سرنوشت فرهنگ، زبان، تاریخ و تبار ایشان بستگی میزان توان شان در این رقابت خواهد داشت و اینکه آیا خواهند توانست مشتریان خود را نگهدارند یا خیر!</p>
<p>اگر روزگاری فردی به مجرد  متولد شدن در یک روستا ناچار بود به موسیقی همان روستا گوش دهد و لذت ببرد با تشدید فرایند جهانی شدن فرد حق انتخاب خواهد داشت، اگر موسیقی روستای خودش نتواند نظر وی را جلب کند ممکن است به سراغ موسیقی کاملا متفاوتی متعلق به روستایی با هزاران کیلومتر فاصله جغرافیایی از زادگاه خودش گرایش پیدا کند.</p>
<p>نتيجه گيري </p>
<p>            به نظر مي رسد جهاني شدن و انقلاب اطلاعاتي در عصر پسامدرنيته با افزايش هزينه هاي اعمال قدرت از سوي دولت ملي و نفوذپذير کردن مرزها و کاهش هزينه هاي مقاومت و فعاليت از سوي فعالان قومي بستر مناسب تري براي نوزايي جنبش های قومگرا ايجاد مي کند، اما چون مؤلفه هاي اصلي قوميت (سرزمين، تبار، تاريخ مشترک و&#8230;) در فرايند جهاني شدن دگرگون خواهند شد، بنابراين هويت قومي نيز اشکال جديدي خواهد يافت. ديگر نمي توان به صراحت پيشين از موسيقي، سرزمين، زبان و.. مشترک و خاص يک ملت يا قوميت سخن گفت، بلکه در دنياي پسامدرن هويت هاي کوچک و بزرگ قومي و ملي در کنار ساير اشکال هويت و نيز تحت تاثير رسانه ها، شرکت هاي بزرگ و نهادهای فراملی و بین المللی و.. و طي يک فرايند رقابت، شيوه زندگي مردم را طراحي مي کنند.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>منابع </p>
<p>v      احمد، اکبر، پست مدرنيسم و اسلام، تر: فرهاد فرهمندفر، تهران: نشر ثالث 1380</p>
<p>v      گل محمدي، احمد، (1383)، گفتمان هاي هويت ساز در عصر جهاني شدن، در: هويت ملي و جهاني شدن، به کوشش اکبر عباس زاده و مهدي عباسي، تهران: موسسه تحقيقات و توسعه علوم انساني، چاپ اول</p>
<p>v      گيدنز، آنتوني، (1387) پيامدهاي مدرنيت، تر: محسن ثلاثي، تهران: نشر مرکز، چاپ چهارم </p>
<p>v      فکوهي، ناصر، (1383)، قوميت و فرهنگ، در: روزنامه شرق، ش 311 </p>
<p>v      سايت انسان شناسي و فرهنگ<br />
www.Anthropology.ir </p>
<p>v      سايت لور (نشريه اينترنتي مردم لر)<br />
www.Loor.ir </p>
<p>منابع لاتين:</p>
<p>v                   Calhoun, Craigca, (2007), Contemporary Sociological Theory, Second Edition, Blackwell Publishing </p>
<p>v                  Hall, Stuart, (1996), Modernity And Its Futures, Blackwell Publisher, 4th print in 1996 </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/375/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/375/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/375/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/375/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/375/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/375/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/375/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/375/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/375/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/375/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/375/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/375/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/375/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/375/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=375&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/12/19/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86%d8%9b-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86%db%8c%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم مستند «آؤ زیادی» ساخته سامان فرجی بیرگانی: فاجعه ای به نام سد گتوند علیا</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/11/20/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%c2%ab%d8%a2%d8%a4-%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%af%db%8c%c2%bb-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b3%d8%a7/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/11/20/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%c2%ab%d8%a2%d8%a4-%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%af%db%8c%c2%bb-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b3%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 20 Nov 2010 10:20:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی و هنری]]></category>
		<category><![CDATA[مردمشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعت و محیط زیست]]></category>
		<category><![CDATA[گوتوند]]></category>
		<category><![CDATA[گتوند]]></category>
		<category><![CDATA[بختیاری]]></category>
		<category><![CDATA[خوزستان]]></category>
		<category><![CDATA[سامان فرجی]]></category>
		<category><![CDATA[سد گتوند علیا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=369</guid>
		<description><![CDATA[ابراهیم خدایی: پیشتر با خواندن مطالبی با قلم آقای سامان فرجی دورادور در جریان دغدغه های ایشان درباره مصیبتهای اجتماعی و فرهنگی «سدسازی» در سرزمین های لرنشین  قرار گرفته بودم، اما هیچگاه فکر نمی کردم «قلم» تا این حد از بیان «درد» و «دغدغه» قاصر باشد. این دوست عزیز فیلم مستندی  که خودشان به همراهی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=369&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;" dir="rtl">ابراهیم خدایی: پیشتر با خواندن مطالبی با قلم آقای سامان فرجی دورادور در جریان دغدغه های ایشان درباره مصیبتهای اجتماعی و فرهنگی «سدسازی» در سرزمین های لرنشین  قرار گرفته بودم، اما هیچگاه فکر نمی کردم «قلم» تا این حد از بیان «درد» و «دغدغه» قاصر باشد. این دوست عزیز فیلم مستندی  که خودشان به همراهی دوستانشان در انجمنهای آسماری، تاریانا و بوم و آب آفتاب تهیه کرده اند را در اختیارم نهادند و به راستی دریافتم شنیدن (و از آن بدتر خواندن) کی بود مانند دیدن (و تازه دیدن از پشت مانیتور و بواسطه دوربین و تجهیزات و تیمی نه چندان متمکّن و به سخن دیگر نه چندان حرفه ای)!<span id="more-369"></span></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">به نقل از نشریه اینترنتی لور: <a href="http://loor.ir/News.asp?nid=3300">http://loor.ir/News.asp?nid=3300</a></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">صحنه هایی دیدم از خودخواهی بی محابا و ناشیانه ای که انسان بدان گرفتار شده و خودخواهانه نام آن را «مدرنیسم، ترقی و تمدن» نهاده، هرکس را هم که سر تعظیم در مقابلش فرود نیاورد یا متهم به عقب ماندگی و واپسگرایی می کند، یا متهم به نادانی و دیوانگی! در طول هزاران سال سابقه فرهنگ بشری، انسان همیشه حقی برای غیر خودش قایل بود، حتی آدمخوارترین مردم بدوی نیز بالاخره توتمی داشتند که گوشت آن را نمی خوردند، در تمام فرهنگها طبیعت غیر انسان هم حق و حقوقی دارد، حتی در فرهنگ طایفه های هیزم شکن و زغال فروش هم درختان مقدسی هستند که اجازه بریدن آنها را نداریم، حیواناتی که کشتنشان ناپسند است، مردگانی هستند که حرمتشان وجوبی دارد، اما مردم به اصطلاح مدرن امروز نه حقی برای جانداران غیر خود قایلند و نه حرمت درگذشتگان خود را پاس می دارند، و نه در اندیشه آیندگان خویشند! خود را صاحب زمین و زمان و طبیعت می دانند، هرکس جز خواست ایشان را بخواهد «وحشی» می نامند، برای جانوران وحشی (به زعم ایشان)، جایگاهی مناسبتر از باغ وحش به رسمیت نمی شناسند و برای فرهنگ های وحشی (باز هم به زعم ایشان) مکانی محترمانه تر از موزه در نظر نمی گیرند!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">آری! ما چه می شنویم؟! یک سد ساخته می شود، چرا؟ برای پیشرفت و توسعه و تمدن، برای تامین برق شهر و کارخانه ای، در کجا؟ خوزستان، بختیاری، لرستان، قمرود، تونل کوهرنگ، گتوند، کارون 1، 2، 3 و..! مرتفعترین سد جهان! چه افتخار بزرگی! ما می شنویم اینها همه برای توسعه و ترقی مملکت است! و اگر کسی هم مثل سامان و مجتبی گهستونی و.. گهگاهی اعتراضی بکنند آنقدر متهمشان می کنیم به مخالفت با توسعه و ترقی، و به واپسگرایی و بهانه جویی..و  احیانا به مخالفت با وحدت و امنیت ملی!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">پیشاپیش بگویم بنده میان موافقت و مخالفت با برخی مویه ها و زاری های برخی دوستان بر سدها، بزرگراه ها (نمونه اش را در مطلب جناب میرهاشمی درباره آزادراه خرمزال بخوانید) در تردید و ترددم! یک روی ماجرا آزادراه و سد و تغییر و تحولی در وضع اقتصادی و اجتماعی منطقه است، و روی دیگر..</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">چندی پیش هم از یکی از شبکه های سیمای سراسری گزارشی دیدم از پیشرفت کار تونل کوهرنگ، با این تیتر که «گلوی تشنه زاینده رود چشم به راه آب گوارای کوهرنگ». در این فیلم حرفه ای و با کیفیت، به هزینه صدا و سیمای ملی با چگونگی و مزایای بیشمار این طرح برای بخشی از مردم کشورمان آشنا شدیم، اما راستی «سامان» هم حق دارد بخش های دیگری از این واقعیت را با دوربین و هزینه شخصی خودش به تصویر بکشد! البته موضوع فیلم مورد بحث ارتباطی با تونل کوهرنگ ندارد بلکه به یک طرح آبی دیگر در استان مجاور، خوزستان، می پردازد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">فیلمی که سامان ساخته است «آو زیادی» نام دارد که باید آن را «فراوانی آب» و در برخی گویش ها «سیل» ترجمه کنیم. موضوع این فیلم به تصویر کشیدن بخشی از یک فاجعه فرهنگی است که به دنبال آبگیری یکی از طرح های پرآوازه آبی کشور در استان خوزستان (سد گتوند علیا) رخ خواهد داد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">دریچه دوربین کوشیده است متوجه تاریخ و فرهنگ و طبیعتی بشود که زنده است بوی زندگی و سبزی آن را حتی می توان از طریق یک فیلم استشمام کرد، تاریخ و فرهنگی که به زودی زود باید زنده به گور شود! آداب، گویش، باورها، دستبافته ها، معماری، شیرهای سنگی، مافه گه ها، کوشک ها، سنگ قبرهای قدیمی که یک آدم غیر کارشناس هم می تواند بدون هیچ کاوش و تلاشی نمونه های چند صد ساله اش را از روی تاریخ مندرج بر آن تشخیص دهد، و البته اگر یک تیم باستان شناس از منطقه دیدن می کرد قطعا آثاری نفیستر می یافت، هزاران درخت، درختان مقدسی که در باور مردم منطقه هرکس بدانها آسیبی برساند به مصیبتی گرفتار خواهد شد (و اینجا چه هشدار آشکاریست برای سدسازان و از آن مهمتر برای انسان مدرن که حرمت هیچ چیز را نگه نمی دارد)، جانوران وحشی و اهلی، گله های گوسفند و بز،  آرامگاه حالو زال و.. مردم!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">مردم و فرهنگی که جاری است، جوانی می گوید زمین های ما را فوقش هکتاری هشت میلیون تومان قیمت گذاشته اند و چه بسا از منظر معیارها و کارشناسی های سدسازان ما بیش از این نیارزد، ولی این تمام آن چیزیست که این جوان از نسل های پیشینش به ارث برده است و حاضر به فروش آن نیست، او روی این زمین زندگی می کند و حاضر نیست زندگی اش را با معیارهای دولتی و شهری قیمت بگذارد، مگر ما زمین خودمان را با معیار او قیمتگذاری می کنیم؟ این هشت میلیون برای او که به زودی در حاشیه «اهواز» یا «دزفول» یا «شوشتر» تحقیر خواهد شد یک ماشین سواری مدل پایین است تا بتواند با مسافرکشی پولی به عنوان قوت لایموت در بیاورد! و به کنایه بشنود که &#8220;تازه گاو و گوسفندش را فروخته و این ابوتیاره را خریده و آمده شهر!&#8221; در کلان شهر اهواز چند متر زمین هم نمی کند تا بتواند زندگی آبرومندی برای خود دست و پا کند، خریدن ابعاد عزت و شرافت یک آدم به هکتاری هشت میلیون تومان یک کلاهبرداری ناجوانمردانه است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">در سکانس دیگری، کهنسالی با عجز و التماس اعلام می کند حاضر نیست محل زندگی اش را بفروشد! گزارشگر از او می پرسد که با پنجاه تا هشتاد میلیون تومان پولی که در ازای خانه کاهگلی و زمینهای کشاورزی اش به او داده خواهد شد چه می کند؟ او با حسرت و افسوس و عجز و درماندگی اما با یک خردمندی و فرزانگی قابل تحسین از آینده و «سرپیری» نه چندان دلپذیرش پرده بر می دارد: اگر بتوانم یک خانه در اهواز می خرم! اما .. کاری ندارم، نمی دانم چه باید بکنم، بچه هایم هم کاری نخواهند داشت، پسرم شمردن هم بلد نیست!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">پیرمردی با حسرت می گوید «بیش از صدهزار نفر مزار اینجاست» گزارشگر می گوید «مرده که دیگر مرده است، چه اشکال دارد مزاری برود زیر آب؟» پاسخ می شنود «مرده است؟ روح که دارد، حق که دارد» دیگری مدعی است «زندگی آباء و اجدادی من اینجاست!» او با همین عبارت ساده می خواهد این را بگوید که گیرم پول زمین مرا بدهند، آیا خاطرات هشتاد سال زندگی و دلبستگی من به شغلم، درختانم و گوسفندانم را هم پرداخت خواهند کرد؟</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">در فرازی دیگر دوربین، روستایی بزرگ، اما خالی از سکنه را بنام «سربیشه» به تصویر می کشد که به قول یکی از همراهان، قبرستانش نشان از قدمت چند صد ساله اش دارد، راستی چرا خالی از سکنه است؟ به خاطر بی آبی! چه طنز جالب و سیاهیست! اول مردم یک روستا به خاطر «محرومیت» و بی آبی روانه شهر می شوند، ده-بیست سال بعد مردم روستای مجاورش به خاطر «فراوانی» و پر آبی دوباره باید از بومزاد خویش دل بکنند!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">راستی چقدر مهم است این مردم، روستاها، فرهنگ و معماری ساده، سنگ قبرها، مافه گه ها و بردشیرهایی که روایتگر شیرمردی یا خانی و تصویرگر خاطرات قومی و ایلی باشند؟ چقدر مهم باید باشد تا اگر نه به یک مساله ملی و جهانی ، دست کم به یک اعتراض محلی و منطقه ای بیانجامد!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">فراموش نکنیم در همین چند سال اخیر خود بختیاری ها علیه «سد سیوند» و تهدیدی که ممکن بود  رطوبت آب  آن به خاطرت نزدیکی آن به آرامگاه کوروش متوجه آن اثر تاریخی بکند چه اعتراضی کردند، هزارها کیلومتر مسافت را برای اعتراض طی کردند، دستگیر شدند و پرونده دار شدند، بنده آن اعتراض و حساسیت را می ستایم، اما به نوبه خودم سکوت دربرابر به زیر آب رفتن این همه عنصر فرهنگی و تاریخ و خاطره مردم را پسندیده نمی دانم. اگر آرامگاه کوروش میراث ملی است آیا این صدهزار مزار و این مردم و درختان و روستاها و فرهنگ رنگارنگشان چیزی غیر از میراث ملی است؟ اگر مزار کوروش حق دارد بماند آیا مردم و مزارهای منطقه «آب مایک» چنین حقی ندارند که بمانند؟</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">آیا نباید سازمان میراث فرهنگی و دیگر نهادهای مرتبط حداقل نسبت به ثبت و ضبط و تصویر برداری از این قربانیان اقدامی به عمل آورند؟ چرا وبلاگ نویسان، رسانه ها و روزنامه های غیر دولتی در این زمینه سکوت کرده اند؟ چرا لااقل لربلاگها آنقدر که نسبت به سد سیوند حساسیت نشان دادند توجهی به سد گتوند نشان نمی دهند؟</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">یاد صحنه ای از سریال «قهوه تلخ» افتادم! چه طنز تلخی است وقتی به یاد می آوری روزی اجانب به گردانندگان سرزمین ما وعده لای روبی رودخانه های جنوب را می دادند تا مردم را از شر ماده بد بوی نفت خلاص کنند (و البته در این طنز مبالغه بجایی هم هست) و بدین بهانه طلای سیاه را چپاول می کردند، اما فرهنگ جاری مردم ما که با طلا نمی توان بر آن قیمت نهاد مثل همان نفت بد بو، برای توسعه و ترقی و در اثر سدسازی و تولید برق و زرق و برق تمدن و شهر نابود می شود، روزی ما هم طنزی خواهیم شد تلخ!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">به راستی میزان سرمایه گذاری برای ساخت یک سد بدان عظمت چقدر است؟ آیا نمی شد به آن هزینه سرسام آور درصدی هم برای «فرهنگ سازی» اختصاص داد، به قول یکی از دیالوگهای فیلم آیا نمی شد از این همه اثر تاریخی و فرهنگی لااقل عکسی گرفت و یک مستند سازی علمی و حرفه ای انجام داد؟ آیا نمی شد به جای دادن مقدار اندکی پول نقد به روستاییان و رها کردن آنها به امان خدا، مدت زمان بیشتری تامل و تحمل کرد و کوشید بافت مناسب زندگی سنتی ایشان را در منطقه ای مجاور احیا کرد؟ آیا نمی شد همانطور که با ساخت فیلمهای آنچنانی در مدح و ستایش این حرکتهای رو به توسعه و ترقی، با مردم و فرهنگی که زیر گام این بلدوزر مدرنیسم له می شوند هم لااقل عکس یادگاری گرفت؟</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">بخش پایانی این فیلم کلیپ زیبایی است از تصاویری از مردم، طبیعت و فرهنگی که به زودی زیر آب خواهد رفت، نغمه ای که برای این کلیپ در نظر گرفته شده، انتخاب بسیار زیبنده ایست: ترانه عبدممد للری، آری! سرزمین «آب مایک» همراه ترانه ها، باورها، اساطیر، آداب و رسوم، مردم، طبیعت، خاطرات و عشقهایش زیر آب خواهد رفت.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">  </p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">در همین زمینه:</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">:: <a href="http://www.loor.ir/News.asp?nid=1940">معاونت پژوهشی دانشگاه شوشتر: آبگیری سد «گتوند علیا» موجب صدمات جدی می‌شود</a></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">:: <a href="http://loor.ir/News.asp?nid=1650">سد و تونل سوم کوهرنگ تهدیدی بر هویت و منابع زندگی ساکنان چهارمحال و بختیاری و خوزستان</a></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">:: <a href="http://loor.ir/News.asp?nid=2373">آرامگاه «هالوزال» به زیر آب خواهد رفت</a></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">:: <a href="http://loor.ir/News.asp?nid=2394">جمعی از خسارت‌دیدگان سد گتوند علیا:  وزارت نیرو به ما شبیخون زده است</a></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">:: <a title="خرابی های احداث سد گتوند علیا چگونه جبرا" href="http://abe87.blogfa.com/post-128.aspx" target="_blank"><strong>خرابی های احداث سد گتوند علیا چگونه جبران می شود؟</strong><br />
</a> </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/369/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/369/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/369/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/369/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/369/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/369/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/369/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/369/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/369/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/369/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/369/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/369/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/369/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/369/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=369&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/11/20/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%c2%ab%d8%a2%d8%a4-%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%af%db%8c%c2%bb-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b3%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>فعالان اجتماعی لر و پدیده فوتبال؛ یاداشتی به بهانه تماشای بازی داماش (گهر) در ورزشگاه تختی دورود</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/10/17/%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b4-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d9%84%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%81%d9%88%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d9%82%d9%88%d9%85%db%8c%d8%aa-%d9%82%d9%88%d9%85-%d9%82%d9%88/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/10/17/%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b4-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d9%84%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%81%d9%88%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d9%82%d9%88%d9%85%db%8c%d8%aa-%d9%82%d9%88%d9%85-%d9%82%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 17 Oct 2010 09:51:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[قوم]]></category>
		<category><![CDATA[قومیت]]></category>
		<category><![CDATA[لرستان]]></category>
		<category><![CDATA[گهر]]></category>
		<category><![CDATA[اقوام]]></category>
		<category><![CDATA[دورود]]></category>
		<category><![CDATA[داماش]]></category>
		<category><![CDATA[درود]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=364</guid>
		<description><![CDATA[ابراهیم خدایی: فوتبال با ظاهر و قوانین به ظاهر ساده‌اش یکی از پدیده‌های پیچیده و چند بعدی روزگار معاصر ماست. به این ورزش می‌توان از دریچه‌های مختلف ورزشی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، روانشناسی و.. نگریست، به گونه‌ای که از هر دریچه بعدی مجزا از این پدیده را به تماشا نشست. از یک دیدگاه «فوتبال» می [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=364&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">ابراهیم خدایی: فوتبال با ظاهر و قوانین به ظاهر ساده‌اش یکی از پدیده‌های پیچیده و چند بعدی روزگار معاصر ماست. به این ورزش می‌توان از دریچه‌های مختلف ورزشی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، روانشناسی و.. نگریست، به گونه‌ای که از هر دریچه بعدی مجزا از این پدیده را به تماشا نشست. از یک دیدگاه «فوتبال» می تواند تبدیل به رسانه ای برای بیان مطالبات بومی و بهانه ای برای همبستگی قومی و محلی تلقی شود.<span id="more-364"></span></p>
<p dir="rtl">به نقل از <a href="http://loor.ir/News.asp?nid=3117&amp;ln=fa" target="_blank">نشریه لور</a></p>
<p dir="rtl">یک باشگاه ورزشی فوتبال در یک شهر یا استان این فرصت را ایجاد می‌کند که قشر وسیع (و غالبا جوان) از مردم آن منطقه به طور معمول، حداقل دو هفته یک بار، در مکانی (استادیوم ورزشی شهر) «اجتماع» کنند، غیر از آنکه مسابقات خارج از شهر و استان آن تیم هم می‌تواند اهالی این منطقه را در شهرها و استان‌های دیگر (مخصوصا در پایتخت) گرد آورد. همین «جمع شدن» مردم خود سرآغاز ایفاء نقش فوتبال در حیات اجتماعی و فرهنگی و..  آن جامعه است. اجتماعی که در حین تماشای یک مسابقه فوتبال صورت می‌گیرد و در کمتر جاهای دیگری تکرار می شود.</p>
<p dir="rtl"> به طور سنتی، گروه‌های انسانی در اعیاد و مناسبت‌های ملی و مذهبی، مراسمات خانوادگی، عروسی و عزا، بازارها، و امثال آن «اجتماع» می‌کنند، در طول تاریخ همین اجتماعات باعث نقش‌آفرینی جنبش‌های مختلف مذهبی، ملی و.. بوده است. این اجتماعات می‌توانند به عنوان «رسانه» مطرح شوند. در یک مراسم عروسی و یا یک نماز جمعه و یا یک روز ملی (مثل 22 بهمن) مردم گرد می‌آیند و متناسب با جا و مکان و زمان «اخبار» را رد و بدل می‌کنند، «اندیشه‌ها و احساسات» خود را بروز می‌دهند و احتمالا به «تفاهم و همدلی» می‌رسند و سپس همین روند آنها را به این نتیجه می‌رساند که می‌توانند به «کنش جمعی» دست بزنند.</p>
<p dir="rtl"> فوتبال هم یک «اجتماع» است که می‌تواند مبدّل به یک رسانه شود. اما از یک سو در فوتبال ابعاد دیگری هم وجود دارد که می‌تواند آن را به پدیده‌ای خاص تر و کارآمدتر برای بیان مطالبات بومی و ابراز همبستگی قومی تبدیل کند. در فوتبال حرکت، رقابت و هیجان وجود دارد، در یک مراسم عروسی  اگر هم رقابتی موجود باشد اما این رقابت هرگز آن گونه که در فوتبال «علنی و هیجان آور و اجتماعی» است، نخواهد بود.</p>
<p dir="rtl"> مخاطبان فوتبال معمولا قشر فعال و جوان جامعه هستند که اغلب در سنین کار و فعالیت می‌باشند. در جامعه کنونی ما کمتر اجتماعی را می‌توان یافت که به اندازه یک مسابقه فوتبال «جوانان» را مجذوب کند، کمتر رسانه‌ای هست که این قدر به جوانان نزدیک بشود و بتواند آنها را بسیج کند. وقتی یک مسابقه فوتبال را در دایره وسیع‌تر مسابقات لیگ سراسری (مثلا لیگ برتر، لیگ 1، 2 و..) بررسی کنیم بیش از پیش متوجه می‌شویم که این پدیده در ذات خود بهترین پتانسیل برای بیان همبستگی قومی را فراهم کرده است.</p>
<p dir="rtl"> باشگاه‌های فوتبال در سراسر جهان همیشه تعلق بومی و محلی خود را بروز می‌دهند یک نگاه به لیست اسامی باشگاه‌ها ما را به نتیجه فوق می‌رساند: صنعت نفت آبادان، تربیت یزد، ایرانجوان بوشهر، پیام مخابرات فارس، سپاهان اصفهان، شموشک نوشهر، مس رفسنجان و.. تقریبا تمام باشگاه‌های فوتبال تعلق محلی و قومی دارند، اما برخی باشگاه‌ها فراتر از این رسما یا عملا تبدیل به تریبون جنبش‌های محلی، فرهنگی، قومی و.. می‌شوند، برخی فعالیت‌ها زنده بودن و سرنوشت خود را به یک باشگاه ورزشی فوتبال مدیون است. از جمله قابل توجه‌ترین این تعلقات بومی در مقیاس جهانی، باشگاه «بارسلونا» را می‌توان نام برد که آنرا نماینده جنبش فرهنگی و بومی کاتالونیا می‌دانند. در کشور خودمان هم می‌توان از باشگاه تراکتورسازی تبریز به عنوان تازه‌ترین نمونه نام برد.</p>
<p dir="rtl"><strong> </strong><strong>ما (لرها) و فوتبال</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong>در سطور فوق به این نتیجه رسیدیم که فوتبال بستر مناسبی برای فعالیت قومی است. در سال‌های اخیر مناطق لرنشین، پس از مدت‌ها، موفقیت‌هایی در عرصه فوتبال باشگاهی کشور داشته‌ایم که هرگز مورد تحلیل روشن‌فکران بومی قرار نگرفته است. پس از حدود ده سال سکوت مطلق در فوتبال لرستان –غیر از پدیده ابراهیم میرزاپور- دو تیم لیگ یکی به لرستان ما آمدند، هرچند یکی از این دو در فصل گذشته به دسته پایین‌تر سقوط کرد، اما برای شهر خرم‌آباد حتی وجود تیم کوثر در دسته دوم کشور هم غنیمت است و فرصتی برای فعالیت اجتماعی و قومی. در ضمن از جمله مهمترین دستاوردهای فوتبال ما در سال‌های اخیر باید نشریه «لرستان ورزشی» را هم افزود که به نظر بنده حفظ این نشریه حتی از حفظ باشگاه‌های لیگ 1 فوتبال استان هم مهمتر است.</p>
<p dir="rtl"> در استان‌های لرنشین جنوبی تیم «شاهین بوشهر» در یک شگفتی توانست به لیگ برتر صعود کند، ماندگار شود و در فصل جاری نیز شاهد حضورش در رقابت‌های لیگ برتر هستیم، تیم «شهرداری یاسوج» نیز از لیگ 2 به دسته بالاتر صعود کرده و در این فصل در لیگ 1 بازی خواهد کرد. علاوه بر این، خوزستان به عنوان یک استان که مهد فوتبال است و بخش قابل توجه جمعیت آن هم لر می‌باشند همواره تیم‌هایی در لیگ برتر و لیگ‌های پایین‌تر داشته و دارد. این صعود و سقوط‌ها واقعیت‌های فوتبال ماست، اما روشن‌فکران و فعالان قومی و اغلب رسانه‌های ما از این عرصه غافل هستند. این غفلت تاجایی می‌تواند پیش برود که «فرصت» فوتبال حتی تبدیل به تهدیدی برای «همبستگی قومی» و استانی ما باشد.</p>
<p dir="rtl"> نگارنده بدون اینکه سابقه فوتبالی یا حتی فوتبال دوستی قابل اعتنائی داشته باشم طی دو فصل گذشته و مخصوصا در بهار گذشته (89) چند مسابقه تیم داماش (گهر) دورود را از نزدیک تماشا کرده‌ام. از یک‌سو مجذوب پدیده اجتماعی «فوتبال» شده‌ام و از سوی دیگر متوجه فرصت‌هایی که در اثر غفلت فعالان لر از دست می‌روند و حتی تبدیل به «تهدید» می‌شوند. دقایق متمادی احساس می‌کردم جوانان شهرم وارد دریای پرتلاطم هیجانی شده‌اند که هیچ برنامه و هدف معقولی برای آن طراحی نشده است، وقتی «لیدر» تماشاگران رسما اعلام می‌کرد «بر و بچ بندر دورود (!) آماده، یک، دو، سه!» و بعد همه با هم شروع به نواختن آهنگ بندری می‌کردند و «هللیاس» می‌خواندند، احساس می‌کردم از موج‌های این توفان «سرگردانی هویتی» سیلی می‌خورند! احتمالا بیش از بنده بازیکنان تیم‌های مهمان تعجب می‌کردند زیرا انتظار داشتند تماشاگران با آهنگ‌های حماسی لری (که قطعا مناسبت بیشتری هم با یک مسابقه ورزشی دارد تا آهنگ‌های بندری) به استقبال‌شان آمده باشند!</p>
<p dir="rtl"> در حالی‌که طنین شعارهای لری، مخصوصا شعار سنتی «شیر لرستان آمده، داماش  به میدان آمده» و امثال آن بعضا فضای استادیوم را فرا می‌گیرد و از جنبه‌های مثبت تماشای یک مسابقه فوتبال در روزشگاه تختی دورود است، اما متاسفانه بی‌توجهی فعالان لرستان و در عوض فعالیت برخی گرایش‌های اجتماعی «لرستان ستیز» به گونه‌ای پیش می‌رود که بیم داریم این جنبه‌های مثبت هم رنگ ببازد و در عوض «تهدید»هایی از ناحیه این اجتماع برخیزد.</p>
<p dir="rtl"> چندی پیش یکی از نشریات محلی «لرستان ستیز» در شهری غیر از دورود -که اخیرا هم توقیف شد- به گونه‌ای عمل کرد که بحث بی‌خودی را ایجاد کند به اسم « داماش دورود، نه داماش لرستان»، این مطلب گویا جرقه‌ای در انبار باروت بود و توانست واقعا این دوگانگی را وارد ذهن طرفداران بکند، تا جایی که اخیرا حتی در مقابل آن شعار سنتی –که از روزگار قدیم در تمام مسابقات کشتی، فوتبال و.. همیشه شعار مردم دورود و شهرهای دیگر استان بوده است: شیر لرستان آمده &#8230; به میدان آمده-  مقاومت نشان داده می‌شود و با شور کمتری بدان پاسخ می‌دهند.</p>
<p dir="rtl"> <strong>چه باید کرد؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong>ما باید فاصله جنبش قومی لر را با فوتبال کمتر کنیم، وقایع ورزشی باید وارد تحلیل‌ها و اخبار ما بشود. فعالان فرهنگی و اجتماعی لر باید خود را برای بهره‌برداری از این فرصت آماده کنند. باید پیوندهایی میان موسیقی حماسی لری و شعارهای ورزشی ایجاد کنیم. قطعا با مقداری ذوق و سلیقه می‌توانیم از آهنگ «دسمه بیر تا بکه گل»  شعار بهتری از «گل داماش بیرون بیا فصل بهاره» (بر وزن ترانه گیلکی گل پامچال) و از «هالوه گنم خره» شعاری جوان پسندتر از «هللیاس» بندری بسازیم.</p>
<p dir="rtl"> برای شعارسازی البته حتما باید چند مسابقه را ببینیم و بخش‌های مختلف هیجان آن را دریابیم. دورودی‌ها در برابر تمارض بازیکنان تیم مقابل برای وقت‌کشی یا فریب داور از شعار «دروزنه، دروزنه!» یعنی «آی دروغگو» استفاده می‌کنند و برای اعتراض به دروازبان برزیلی خودشان که ناشیانه گل می‌خورد از عبارت شوخی «مندز تخمئ نیا» (یعنی مندز دسته گلی به آب داد!) استفاده می‌کنند. باشگاه‌های فوتبال معمولا کانون‌های هواداری رسمی و مردمی دارند که دارای لیدر، پلاکارد، لباس، وبلاگ و.. هستند و موجب کنش جمعی هدفمند می‌شوند، بهترین تاثیر از طریق همین کانون‌ها می‌تواند گذاشته شود. البته تیم‌های لر (مخصوصا گهر دورود و شهرداری یاسوج در لیگ 1، کوثر لرستان در لیگ 2 که از استان‌های خالص لر هستند گرچه بیشتر بازیکنان دو تیم لرستانی غیر بومی‌اند) ظاهرا کانون‌های فعالی ندارند، ما می‌توانیم تشکیل دهیم و یا در تشکیل آن مشارکت کنیم و یا حداقل تماسمان را با لیدرها و تماشاگران فعال زیادتر کنیم.</p>
<p dir="rtl"> رسانه‌ها (مخصوصا سایت‌های اینترنتی، نشریه لرستان‌ورزشی و دیگر نشریات محلی) بایستی در کنترل این فرایند فعال باشند. لرستان ورزشی که در طول یک سال فعالیت خود نشان داده مشی فرهنگی هم دارد می‌تواند با انتشار شعارها، اخبار و .. لیدری برای این حرکت باشد، ارتباط فعالان لر با فوتبال از طریق این نشریه هم ممکن است.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/364/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/364/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/364/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/364/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/364/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/364/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/364/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/364/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/364/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/364/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/364/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/364/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/364/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/364/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=364&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/10/17/%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b4-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d9%84%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%81%d9%88%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d9%82%d9%88%d9%85%db%8c%d8%aa-%d9%82%d9%88%d9%85-%d9%82%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>من یک سنجاب لرستانی ام/ مرا از بلوطهای کهنسال سرزمینم محروم کردند</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/09/08/%d9%85%d9%86-%db%8c%da%a9-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%84%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%84%d9%88%d8%b7%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/09/08/%d9%85%d9%86-%db%8c%da%a9-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%84%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%84%d9%88%d8%b7%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 09:38:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی و هنری]]></category>
		<category><![CDATA[شعر و ادب]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعت و محیط زیست]]></category>
		<category><![CDATA[لری]]></category>
		<category><![CDATA[لرستان]]></category>
		<category><![CDATA[محیط زیست]]></category>
		<category><![CDATA[گیلک]]></category>
		<category><![CDATA[آذری]]></category>
		<category><![CDATA[ترک]]></category>
		<category><![CDATA[جانوران]]></category>
		<category><![CDATA[حیات وحش]]></category>
		<category><![CDATA[خیلج فارس]]></category>
		<category><![CDATA[سنجاب]]></category>
		<category><![CDATA[شعر لری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=349</guid>
		<description><![CDATA[اصرار داشتند من هم «تهرانی» شوم/ رنگم کردند تا بر من بخندند و نشانم دهند «ضعف فرهنگی» چه رنگی است!/&#8230;/ چرا در سرزمینی بمانم که رودخانه اش را بردند/ بردند هوایش/ و بجایش گرد و غبار را نصیبم کردند/ بلوطهایش را سوختند و.. / کاش بلوطی بود و زمستانی و بهاری تا ترانه ای بخوانم: [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=349&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;" dir="rtl">اصرار داشتند من هم «تهرانی» شوم/ رنگم کردند تا بر من بخندند و نشانم دهند «ضعف فرهنگی» چه رنگی است!/&#8230;/ چرا در سرزمینی بمانم که رودخانه اش را بردند/ بردند هوایش/ و بجایش گرد و غبار را نصیبم کردند/ بلوطهایش را سوختند و.. / کاش بلوطی بود و زمستانی و بهاری تا ترانه ای بخوانم: «بویمِئ وه شئرکدارکہَ دار بڸیط/ ده بہار تا زمِسُو بِئسامہ پہڸیت» (کاش همچو آن سنجاب همنشین درخت بلوط/ هم در زمستان و هم در بهار کنار تو بودم!)<span id="more-349"></span></p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">برای بهتر دیدن متن لری روی لینک زیر کلیک کنید:</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl"><a href="http://luristan.files.wordpress.com/2010/09/shirakdar.pdf">http://luristan.files.wordpress.com/2010/09/shirakdar.pdf</a></p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><a href="http://www.google.com/imgres?imgurl=http://falgoo.persiangig.com/image/animals-my/sanjab.jpg&amp;imgrefurl=http://my-animals.blogfa.com/post-70.aspx&amp;usg=__sSrKBg9xihQCYTclvO9tYJrQXJ8=&amp;h=363&amp;w=340&amp;sz=40&amp;hl=en&amp;start=4&amp;zoom=1&amp;tbnid=-d935f68gYLwBM:&amp;tbnh=121&amp;tbnw=113&amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25B3%25D9%2586%25D8%25AC%25D8%25A7%25D8%25A8%2B%25D9%2584%25D8%25B1%25D8%25B3%25D8%25AA%25D8%25A7%25D9%2586%26hl%3Den%26sa%3DG%26gbv%3D2%26tbs%3Disch:1&amp;itbs=1"><img src="http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:-d935f68gYLwBM:http://falgoo.persiangig.com/image/animals-my/sanjab.jpg" border="0" alt="سنجاب لرستان محیط زیست شعر لری" hspace="1" vspace="1" width="113" height="121" align="right" /></a></strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>شئرَکدار</strong></p>
<p dir="rtl">شعر لری خرم آبادی</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">منم شئرکدارئ ده ڸرسُو</p>
<p dir="rtl">گرِتنم</p>
<p dir="rtl">دزینم</p>
<p dir="rtl">رنگم کردن</p>
<p dir="rtl">تئرونیم کردن</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">منم شئرکدارئ ده ڸرسُو</p>
<p dir="rtl">رنگم کردنہ</p>
<p dir="rtl">تا در قہوه­خُونہ نہاشُو کُت­ؤراس بام</p>
<p dir="rtl">تا ماشین­یاشُو بشۈرم</p>
<p dir="rtl">سرمئدُو بشینم تا وه کۈلم کار بکشن</p>
<p dir="rtl">                             بار بکشن</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">رنگم کردن</p>
<p dir="rtl">تا وم بخنن</p>
<p dir="rtl">تا بفہَمم «ضعف فرهنگی» چہ رنگیہ</p>
<p dir="rtl">نُومم نئان «دانشجۈ» تا «فارسی» نشُونم بئَن ؤ نشُونم بئَن چطؤر سرزمین خُومن تحقیر کنم</p>
<p dir="rtl">نُومم نئان «بازیگر» تا ده سریال­یاشُو نشق دلقک­ن بازی کنم</p>
<p dir="rtl">نُومم نئان «دلاور» تا بؤِم وه بلاگردُو خلیج «فارس»</p>
<p dir="rtl">          خلیجئ کہ حق داره همیشہ «فارس» با!</p>
<p dir="rtl">          نہ چی نُوم «ڸرسُو» کہ تاریخ مصرفش خلاص بیہ</p>
<p dir="rtl">          نہ چی «ترک» کہ باید وه خُوش بؤه «آذری»</p>
<p dir="rtl">          نہ چی «عرؤ» کہ باید تنخا ڸشگرکشی عُمربن خطاب­ن دما هزار و چہارصد سال وا پاپتی ؤ کارۈن حشگ تقدیمشُو کنہ</p>
<p dir="rtl">          نہ چی «گیلک» کہ سزا سپہسلاری مشرۈطہ­ش بیہ وه شرف رئختہ­ش!</p>
<p dir="rtl">…</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">سی چئ اُمام تئرُو؟</p>
<p dir="rtl">سی چئ آؤردنم تئرُو؟</p>
<p dir="rtl">چوناکہ آؤم ده اڸیگۈدرز دزین</p>
<p dir="rtl">          نفتم ده مسجد سلئمُو</p>
<p dir="rtl">          گازم ده گچسارُو</p>
<p dir="rtl">          مفرغم ده کۈدشت</p>
<p dir="rtl">          غیرتم ده نیرآباد</p>
<p dir="rtl">          کئَمُونم ده اڸشتر</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">چئ سیم هئشتن؟</p>
<p dir="rtl">          بئ­کاری ده خرماؤه</p>
<p dir="rtl">          بئ­عاری ده دهکُرد</p>
<p dir="rtl">          بئ­کِشی ده ایلام</p>
<p dir="rtl">          بئ­کَسی ده یاسیچ</p>
<p dir="rtl">چئ سیم هئشتن؟</p>
<p dir="rtl">                                       هیچ، هیچ، هیچ</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">ایسہ یہ منم!</p>
<p dir="rtl">سی چئ بمُونم ده ولاتئ کہ گلال­یاش حشگ بین</p>
<p dir="rtl">          کہ بردن هواش</p>
<p dir="rtl">                   گرت ؤ غوار ؤ خاک .. ده جاش!</p>
<p dir="rtl">          کہ سُوختن بڸیط­یاش!</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">ایسہ یہ منم</p>
<p dir="rtl">وه مِن «ولات گم کرده» کمتر بخنئت..</p>
<p dir="rtl">          کاش بڸیطئ سیم مئ­هئشتئت وه جا!</p>
<p dir="rtl">                   یا زمسُونئ</p>
<p dir="rtl">                             ؤ بہارئ</p>
<p dir="rtl">تا بحَنمِئ:</p>
<p dir="rtl">« بویمِئ وه شئرکدار کہ دار بڸیط</p>
<p dir="rtl">                             ده بہار تا زمِسُو بئسامہ پہَڸیت»</p>
<p dir="rtl"><strong>» مطالب مرتبط:</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>:: <a title="سنجاب‌های رنگ شده  لرستان در بازار حیوانات تهران!" href="http://www.loor.ir/News.asp?nid=2870" target="_blank">سنجاب‌های رنگی لرستان در بازار حیوانات تهران! </a></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>:: <a title="مهدی" href="http://www.loor.ir/News.asp?nid=2918&amp;ln=fa">معاون محیط زیست کشور ضعف عملکرد سازمانش را به گردن مردم لرستان انداخت! </a></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>:: <a href="http://lorna.ir/post-338.aspx">اهانت معاون سازمان محیط زیست کشور به مردم لرستان</a></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/349/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/349/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/349/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/349/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/349/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/349/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/349/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/349/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/349/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/349/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/349/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/349/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/349/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/349/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=349&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/09/08/%d9%85%d9%86-%db%8c%da%a9-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%84%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%84%d9%88%d8%b7%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:-d935f68gYLwBM:http://falgoo.persiangig.com/image/animals-my/sanjab.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">سنجاب لرستان محیط زیست شعر لری</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>خاطرات لربلاگی 1 (چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 23:44 )</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/09/05/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%84%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af%db%8c-1/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/09/05/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%84%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af%db%8c-1/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 16:59:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی و سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=343</guid>
		<description><![CDATA[آنچه در ادامه تقدیم می شود یکی از مطالب منتشر شده در وبلاگهای قبلی نگارنده می باشد. تقریبا اکثر لینکهای این مطلب (مخصوصا لینکهایی که به نشریه لور داده شده است) اکنون دیگر در شبکه اینترنت وجود ندارند، غرض از انتشار برخی مطالب ذخیره شده ام تحت عنوان «خاطرات لربلاگی» مروری بر خاطرات و تجربیات چند [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=343&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آنچه در ادامه تقدیم می شود یکی از مطالب منتشر شده در وبلاگهای قبلی نگارنده می باشد. تقریبا اکثر لینکهای این مطلب (مخصوصا لینکهایی که به نشریه لور داده شده است) اکنون دیگر در شبکه اینترنت وجود ندارند، غرض از انتشار برخی مطالب ذخیره شده ام تحت عنوان «خاطرات لربلاگی» مروری بر خاطرات و تجربیات چند ساله، تجدید خاطرات و یادآوری دوستانی که ممکن است حالا ارتباط خیلی کمتری با ایشان داشته باشم و بازبینی برخی عملکردها در راستای فعالیت قومی لرها در شبکه وب است<span id="more-343"></span></p>
<p style="text-align:left;"> چون طراحی نشریه لور در این سالها تغییر کرده است لینکهایی که به سایت Loor.ir داده شده انددر نسخه کنونی سایت  وجود  ندارند روی آنها کلیک نکنید</p>
<div style="text-align:center;"><a href="http://lorblog.blogfa.com/post-418.aspx"><strong>آخرین اخبار از اعتراضات گسترده به توهینهای مکرر به مردم لر</strong></a></div>
<div>
<p>دوستان عزیز وبلاگ نویس لر نظرات خود را برای انتشار بیانیه شماره دو وبلاگ نویسان در نشانی زیر ابراز نمایید: <a href="http://www.heivedy.blogfa.com/post-59.aspx">http://www.heivedy.blogfa.com/post-59.aspx</a></p>
<p><a rel="attachment wp-att-346" href="http://luristan.wordpress.com/2010/09/05/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%84%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af%db%8c-1/1513_2919_1/"><img class="alignleft size-full wp-image-346" title="1513_2919_1" src="http://luristan.files.wordpress.com/2010/09/1513_2919_1.jpg?w=270&#038;h=202" alt="" width="270" height="202" /></a>در لور بخوانید:</p>
<p>گزارش تصویری از اعتراض امروز دانشجویان در خرم آباد: <a href="http://www.loor.ir/nuke/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=631">http://www.loor.ir/nuke/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=631</a></p>
<p><span style="color:#ff0000;">گلایه جالب آقای رضا خرم آبادی از سخنان امروز حداد عادل: </span><a href="http://www.loor.ir/nuke/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=629"><span style="color:#ff0000;">http://www.loor.ir/nuke/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=629</span></a></p>
<p>اطلاعیه شورای تامین لرستان: <a href="http://www.loor.ir/nuke/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=630">http://www.loor.ir/nuke/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=630</a></p>
<p>سردبیر نشریه «همدلی» خوزستان: لرها به کدامین گناه؟!: <a href="http://www.loor.ir/nuke/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=628">http://www.loor.ir/nuke/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=628</a></p>
<p>اعتراض هماهنگ مردم و نمایندگان مجلس استانهای لرستان، بختیاری و کهگیلویه: <a href="http://www.loor.ir/nuke/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=626">http://www.loor.ir/nuke/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=626</a></p>
<p>وبلاگها:</p>
<p>گفتار سبز: هردم از این باغ بری می رسد: <a href="http://goftaresabz.blogfa.com/post-77.aspx">http://goftaresabz.blogfa.com/post-77.aspx<br />
</a>مندیر بهارون: هفته نامه سپاس نیز از قافله همقطارانش جا نماند : <a href="http://www.heivedy.blogfa.com/post-59.aspx">http://www.heivedy.blogfa.com/post-59.aspx<br />
</a>وبلاگ جوان: یکی دو پست جالب دارد: <a href="http://younglogph.persianblog.com/">http://younglogph.persianblog.com/</a><br />
عکس و تاریخ لرستان: دلیل توهين به لر ، ترك و ايراني &#8230;: <a href="http://www.persianblog.com/posts/?weblog=esperans.persianblog.com&amp;postid=5893918">http://www.persianblog.com/posts/?weblog=esperans.persianblog.com&amp;postid=5893918</a></p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/343/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/343/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/343/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/343/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/343/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/343/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/343/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/343/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/343/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/343/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/343/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/343/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/343/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/343/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=343&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/09/05/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%84%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af%db%8c-1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://luristan.files.wordpress.com/2010/09/1513_2919_1.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">1513_2919_1</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>&#8220;وند&#8221; و &#8220;چم&#8221; در نام طوایف و نامجاهای لر</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/09/01/%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%86%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%b7%d9%88%d8%a7%db%8c%d9%81-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%84%d8%b1/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/09/01/%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%86%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%b7%d9%88%d8%a7%db%8c%d9%81-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%84%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 18:24:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مردمشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[لر]]></category>
		<category><![CDATA[لرستان]]></category>
		<category><![CDATA[چم]]></category>
		<category><![CDATA[وند]]></category>
		<category><![CDATA[طوایف]]></category>
		<category><![CDATA[طایفه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=338</guid>
		<description><![CDATA[آنچه می تواند اساس فرضیه مذکور را زیر سوال ببرد یافتن مثالهای نقض برای هرکدام از دو واژه &#8220;چم&#8221; و &#8220;وند&#8221; است، همانطور که فراوانی بالای واژه &#8220;وند&#8221; در مناطق لرنشین جنوب به نیکی فرض اختصاص داشتن این واژه به ایلات لک زبان را زیر سوال می برد، یافتن مثالهای نقض در این زمینه در [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=338&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">آنچه می تواند اساس فرضیه مذکور را زیر سوال ببرد یافتن مثالهای نقض برای هرکدام از دو واژه &#8220;چم&#8221; و &#8220;وند&#8221; است، همانطور که فراوانی بالای واژه &#8220;وند&#8221; در مناطق لرنشین جنوب به نیکی فرض اختصاص داشتن این واژه به ایلات لک زبان را زیر سوال می برد، یافتن مثالهای نقض در این زمینه در مناطق کردنشین و فارس نشین مجاور نیز می تواند فرض اختصاص داشتن آن به &#8220;مردم لر&#8221; را نیز مخدوش کند.<span id="more-338"></span></p>
<p><em>این یادداشت از نوشته های نگارنده در تاریخ مهر 1386 در وبلاگهای قبلی است</em></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"><a href="http://goftaresabz.blogfa.com/post-132.aspx">کار جالب آقای والیزاده درباره واژه &#8220;وند&#8221;</a> مرا به یاد یکی از حدسهای و فرضیه های چند سال پیش خودم انداخت، در بررسی نقشه هایی از مناطق لرنشین و مطابقت دادن آن با نام طایفه ها و ایلات لر به ذهنم خطور کرد که چه بسا بتوان با  رهگیری دو واژه &#8220;<strong>وند</strong>&#8221; و &#8220;<strong>چم</strong>&#8221; نقشه جغرافیایی و انسانی مردم لر را ترسیم نمود. در کامنتی که برای ایشان نوشتم به قسمتی از این فرضیه اشاره کردم اما دیدم توضیحات بیشتری هم در این باره مناسبت دارد، و همین انگیزه نوشتن این مطلب شد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            امیدوارم که دوستان هم نقد و نظر اولیه شان را ارائه کنند چه بسا کسی بتواند در اثبات یا رد یکی این فرضیات قضاوتی بکند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            <strong>وند</strong>) در این باره جناب والیزاده توضیحات مفصل و البته ناتمامی منتشر کرده اند، شاید کس دیگری نتواند به خوبی خود ایشان کار را به نتیجه برساند. درباره فراوانی نامطایفه های &#8220;وند&#8221; دار در لرستان فیلی (پشتکوه، پیشکوه و..) از آنجا که در مطلب آقای والیزاده به اندازه کافی سخن رفته اشاره ای نمی کنم، اشاره من بیشتر متوجه مناطق لرنشین بختیاری و جنوبی است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            پراکنش وند اگر چه در نام فامیل شناسنامه ای بختیاری ها نمود چندانی ندارد (به استثنای بختیاریهای استان لرستان که به وفور &#8220;وند&#8221; را در شناسنامه خود هم دارند)  اما در نام طایفه ها، تیره و تش ها و ایلات به همان غلظت لرستان است، نگاهی به لیست طایفه های بختیاری در کتاب «قوم لر» دکتر امان اللهی به خوبی نشان می دهد که در بختیاری هم  مانند لرستان فیلی کمتر طایفه و ایلی بوده که بی &#8220;وند&#8221; باشد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            باید از صدها طایفه ی &#8220;وند&#8221; دار بختیاری بدون ملاک و معیار تعدادی را نام ببرم: بهداروند (اغلب پژوهشگران خود کلمه بختیاری را مشتق از بهداروند که آنرا بختیاروند دانسته اند می شمارند و شاید بتوان گفت تمام بختیاری به نوعی تعلق به یک &#8220;وند&#8221; دارد که همان بختیاروند باشد)، زراسوند، میوند، اسیوند، عیسوند، گتوند، حاجی وند، سالاروند، عبدلوند، پولادوند و.. (برای نمونه های بیشتر ن.ک: قوم لر نوشته دکتر امان اللهی بهاروند)</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            در بختیاری همچنین نام وند در نامجاها نیز به وفور یافت می شود، اما تشخیص اینکه این نامجاها از روی نام طایفه ای استفاده شده باشند یا فقط نامجا باشند برایم قابل تشخیص نیست.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            در منطقه لرستان جنوبی و مشخصا ایلات کهگیلویه و بویراحمد و ممسنی اولا پراکنش &#8220;وند&#8221; خیلی کمتر می شوند، از طرف دیگر ظاهرا تلفظ آن هم دستخوش تغییر می گردد. شاید این مساله به زبان لری منطقه بازگردد. در لرستان وند را &#8220;van&#8221; تلفظ می کنند که مصدر آن می شود &#8220;vane&#8221; و &#8220;vanen&#8221; در بختیاری &#8216;&#8221; vand  و ven&#8221; و مصدر آن &#8220;vandan   &#8221; و &#8221; vanden&#8221;.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            اما در لرنشین جنوب ظاهرا این واژه &#8220;uni&#8221; بر وزن &#8220;نونی&#8221; تلفظ می شود، به این نامطایفه ها بنگرید: احمدونی، گلگونی، مراسخونی، تارمونی، دیگلونی، بادلونی</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> <strong>            چم</strong>)  واژه دیگر &#8220;چم&#8221; است  که به عنوان پیشوند نامجاها فراوانی بیشماری بر آبادی ها و مکانهای لرنشین دارد، ظاهرا این واژه در این جا به معنی «پیچ و خم های رودخانه و مسیر رودخانه» می باشد، تا جائی که بررسی اجمالی بنده نشان داد این واژه نیز بیشتر مختص مناطق لرنشین است تا مناطق مجاور فارس و کرد و عرب.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            در فرهنگ «معین» معانی متعددی برای این واژه ذکر شده است که از همه بیشتر همان معانی اولیه با مراد ما همخوانی دارد: رفتار به ناز، رفتاری با ناز و ادا و اطوار، خرام، رفتاری به طور تمایل و با خم و پیچ، رگ خواب، نقطه ضعف هرکس و معانی متعدد دیگر.. (جلد اول، ص1311)</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            در اینجا بد نیست اشاره کنیم دکتر معین از واژه چم به عنوان یک «نامجا» فقط در مورد یکی از دهستانهای واقع در یک منطقه لک نشین لرستان فیلی  اشاره کرده است و آن دهستان &#8220;چمچال&#8221; است: دهستانی در صحنه کرمانشاه، راه شوسه کرمانشاه به همدان از وسط آن می گذرد، رود گاماساب وارد این بخش می شود و.. (جلد پنجم، ص 443)</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            آنچه معین در شرح واژه چم آورده بیش از هر چیز با یکی از معانی آن در لری همخوانی دارد و آن همان &#8220;ناز و ادا&#8221; است، البته با پیچ و خم رودخانه نیز چندان بی ربط نیست، به این تک بیت لری خرم آبادی بنگرید:</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> دو دنو اشرفی ها وه مئن دمت/ وخته بمیرم سی چم و خمت</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">دو دندان گرانبها در دهان توست، نزدیک است که برای ناز و ادایت جان بدر کنم</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">             استاد ایزدپناه در توضیح این واژه آورده: زمینی که در کنار بستر رودخانه باشد و سبز گردد، پیچ راه، خم راه (فرهنگ لری، ص 85) . رضا سرلک به این واژه اشاره نکرده اما جالبتر اینکه به چند فعل در زبان لری بختیاری چهارلنگ اشاره می کند که با مراد این نوشتار همخوانی دارد: چمسّن (خمیدن)، چمُنن (خم کردن)، چمنیدن (خم کردن)، چمیدن (خمیدن) و.. (واژه نامه گویش بختیاری چهارلنگ، ص 112)</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            در نگاهی به نقشه مناطق لرنشین عیان می شود که پراکنش این واژه در نامجاهای مسیر رودخانه وفور می یابد پس قطعا این واژه را باید یک نامجای مربوط به رودخانه ها و مسیر رودخانه ها دانست، به عنوان مثال در استان کهگیلویه و بویراحمد تمام این نامجاها در مسیر رودخانه ای به نام &#8220;زهره&#8221; واقع شده اند: چم علی، چم شیر، چم چرو، چم خانقلی، چم گنجشکی، چم محمد زمان، چم بادیزن، چم خون.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            در منطقه بختیاری نیز در مسیر زاینده رود: چم نار، چم خرم، چم زرین، چم جنگ، چم عالی، چم خلیفه، چم جنگل و..</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">             <strong>ارزیابی اولیه اعتبار فرضیه: </strong>آنچه می تواند اساس فرضیه مذکور را زیر سوال ببرد یافتن مثالهای نقض برای هرکدام از دو واژه &#8220;چم&#8221; و &#8220;وند&#8221; است، همانطور که فراوانی بالای واژه &#8220;وند&#8221; در مناطق لرنشین جنوب به نیکی فرض اختصاص داشتن این واژه به ایلات لک زبان را زیر سوال می برد، یافتن مثالهای نقض در این زمینه در مناطق کردنشین و فارس نشین مجاور نیز می تواند فرض اختصاص داشتن آن به &#8220;مردم لر&#8221; را نیز مخدوش کند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            نظر اجمالی خود بنده (پیشتر عرض کردم در این باره تحقیق اولیه کرده ام  و نمی توانم نظر بدهم فقط یک حدس است) اینست که درباره &#8220;وند&#8221; بعید به نظر می رسد مثال نقض کافی و نافی فراهم بیاید، اما در مورد &#8220;چم&#8221; این اطمینان را ندارم، بهتر است در این باره به بررسی رودخانه های خارج از مناطق لرنشین اقدام شود.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/338/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/338/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/338/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/338/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/338/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/338/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/338/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/338/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/338/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/338/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/338/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/338/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/338/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/338/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=338&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/09/01/%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%86%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%b7%d9%88%d8%a7%db%8c%d9%81-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%84%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>قوميت‌ها و توسعه در ايران</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/08/26/%d9%82%d9%88%d9%85%d9%8a%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/08/26/%d9%82%d9%88%d9%85%d9%8a%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Aug 2010 09:20:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی و سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=333</guid>
		<description><![CDATA[http://arabhayeiran.blogfa.com/post-20.aspx<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=333&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://arabhayeiran.blogfa.com/post-20.aspx">http://arabhayeiran.blogfa.com/post-20.aspx </a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/333/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/333/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/333/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/333/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/333/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/333/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/333/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/333/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/333/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/333/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/333/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/333/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/333/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/333/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=333&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/08/26/%d9%82%d9%88%d9%85%d9%8a%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>وبلاگهای «نام مستعار» لطافت را از لربلاگستان می گیرند</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/08/12/%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%c2%ab%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%c2%bb-%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%81%d8%aa-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d9%84%d8%b1%d8%a8%d9%84/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/08/12/%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%c2%ab%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%c2%bb-%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%81%d8%aa-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d9%84%d8%b1%d8%a8%d9%84/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Aug 2010 19:06:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی و هنری]]></category>
		<category><![CDATA[لربلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[لرستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=326</guid>
		<description><![CDATA[دنیای اینترنت، این دهکده بی مرز مجازی، از یک سو آزادی و امکانات بی حد و حصری برای تعریف «هویت»های جعلی، خیالی، آرمانی و.. می دهد. شما می توانی در این جهان مجازی هرچه می خواهی باشی، می توانی خودت را یک دختر 14 ساله معرفی کنی در حالیکه کهن¬مردی چهل و هشت ساله ای، [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=326&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دنیای اینترنت، این دهکده بی مرز مجازی، از یک سو آزادی و امکانات بی حد و حصری برای تعریف «هویت»های جعلی، خیالی، آرمانی و.. می دهد. شما می توانی در این جهان مجازی هرچه می خواهی باشی، می توانی خودت را یک دختر 14 ساله معرفی کنی در حالیکه کهن¬مردی چهل و هشت ساله ای، می توانی خودت را اهل کشور یا استانی معرفی کنی که اصولا روی هیچ نقشه ای وجود خارجی ندارد، می توانی نقشه چند کشور را به هم بریزی و برای خودت یک قلمرو بسازی، عکس یک تاج را هم در گوگل بیابی و با فوتوشاپ تاجگذاری کنی، می توانی بیرانوند باشی ساکن هرو و خودت را بختیاری معرفی کنی ساکن فلان شهر سوئد و یا برعکس!<br />
این مساله قطعا برای کسانی که از هویت خویش فراری هستند، یا مسایلی را طرح می کنند که نمی توانند مسئولیت آن را به عهده بگیرند، علیه حکومتگران و قدرتمندان می نویسند و.. کارایی مطلوبی دارد.<br />
اما باید دانست در شرایطی که مخاطب نمی تواند انگیزه کافی برای «هویت مستعار» داشتن نویسنده مطلب تصور کند، این «چراغ خاموش» باعث می شود به مشروعیت و حسن نیت وی شک کند. و اگر شک کند آن وقت هرچه بنویسی و بخواهی مخالفان را بکوبی، کمانه می کند و اندیشه خودت ضربه می خورد.<br />
هرچند معمولا وبلاگهای نامستعار دوامی هم ندارند، اما اگر همین مدت کم فعالیت با یک نام واقعی بود احتمال بیشتری می رفت که فرد نویسنده به مسیر خود ادامه دهد، و چند دوست وبلاگ نویس واقعی هم داشته باشد. از میان هزاران وبلاگ نام مستعار که بنده  در پنج سال اخیر دیده ام، فقط کمتر از پنج وبلاگ باقی مانده اند، گاهی اصولا وبلاگ مورد نظر حذف شده است!<br />
در میان لربلاگها، نوشتن با نام مستعار سنت دیرپایی است. اما نه در میان لربلاگهایی که «برای لر» می نویسند، بلکه در میان انها که به نحوی لرستان¬گریز یا لرستیز هستند. همین با نام مستعار نوشتن و خود را نمایش ندادن، خود اولین علت برای من به عنوان یک خواننده است تا به حسن نیت نویسندگان شک کنم! اینکه اینها از قومیت و شهر و طایفه دیگری هستند، اینکه اینها نفوذی هستند، اینکه این «همان آقای..» است که افرادش کم اند و دائم وبلاگ می سازد..<br />
اما اخیرا چند وبلاگ هم فعالیت گسترده ای شروع کرده اند و از ظاهر وبلاگشان بر می آید که قصد دارند «برای لر» بنویسند، از شانس بد بسیاری از مطالب لور هم در این وبلاگها بازنشر می شود، گهگاه ما هم در کامنت دانی لور فحشی می خوریم! که فلانی چرا در فلان جا اینگونه نوشته ای!<br />
	من نظر خودم را به عنوان یک «نظر و توصیه شخصی» بیان می کنم، امیدوارم این دوستان خودشان بیشتر بیندیشند و مسئولیت تصمیم خود را بپذیرند.<br />
	بنده معتقدم ما هیچ حرف، کلمه و جمله ای بر زبان نرانده ایم که انگیزه ای مثل «خوف از دولت»، «فرار از هویت خویش»، «دروغ و جعل هویت» داشته باشیم. اگر مقاله، یادداشت یا هر مطلبی منتشر کرده ایم برای اثبات آن مدرک و سند به اندازه کافی داریم.<br />
نام، عکس و شماره تلفن خود را هرجا لازم بوده نوشته ایم و می نویسیم.<br />
به نظر من اینهاست که به لربلاگستان جان و لطافت داده است. در حین گشت میان لربلاگها با «آدمها» روبه رو می شویم، آدمهایی که حاضرند در اولین فرصت با ما دست بدهند و روبوسی کنند.<br />
اما هرچه این آدمها در لربلاگستان مخفی شوند، لطافت و جانداری و انسانیت هم کمرنگ می شود.<br />
بنده توصیه می کنم (و بارها با وجود مخالفت بسیاری دوستان غیر مستعار! گفته ام):<br />
الف) با نام مستعار ننویسیم مگر اینکه علت موجهی داشته باشیم.<br />
ب) با وبلاگهای نام مستعار، مراوده نکنیم، جدی نگیریمشان و هرگز با آنها تبادل لینک نکنیم، این تبادل لینک باعث می شود این وبلاگها چنان سرسام آور تکثیر شوند که فضای واقعی و لطیف لربلاگستان را تهدید کنند.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/326/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/326/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/326/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/326/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/326/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/326/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/326/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/326/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/326/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/326/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/326/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/326/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/326/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/326/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=326&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/08/12/%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%c2%ab%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%c2%bb-%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%81%d8%aa-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d9%84%d8%b1%d8%a8%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>21</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>میلاد شیراوند: فاصله ها فاصله ها را از بین برد!</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/07/30/%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/07/30/%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 20:42:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=321</guid>
		<description><![CDATA[پخش سریال فاصله ها ساخته ی حسین سهیلی زاده كه در طول یك سال چند فیلم می سازد و باعث می شود تهیه كنندگان این فیلم ها پول هنگفتی به جیب بزنند از شبكه ی سراسری برای قوم لر ایجاد كننده ی یك رنسانس بود. متن کامل: http://milad-shiravand.mihanblog.com/post/29<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=321&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">پخش سریال فاصله ها ساخته ی حسین سهیلی زاده كه در طول یك سال چند فیلم می سازد و باعث می شود تهیه كنندگان این فیلم ها پول هنگفتی به جیب بزنند از شبكه ی سراسری برای قوم لر ایجاد كننده ی یك رنسانس بود.</p>
<p dir="rtl">متن کامل: <a href="http://milad-shiravand.mihanblog.com/post/29">http://milad-shiravand.mihanblog.com/post/29</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/321/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/321/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/321/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/321/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/321/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/321/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/321/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/321/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/321/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/321/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/321/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/321/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/321/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/321/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=321&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/07/30/%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>گلایه کارگردان سریال «فاصله‌ها» از حذف برخی سکانس‌های مربوط به کاراکتر «یاور»</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/07/27/%da%af%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%c2%ab%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%c2%bb-%d8%a7%d8%b2-%d8%ad%d8%b0/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/07/27/%da%af%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%c2%ab%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%c2%bb-%d8%a7%d8%b2-%d8%ad%d8%b0/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Jul 2010 07:46:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی و هنری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=318</guid>
		<description><![CDATA[«حسین سهیلی‌زاده» مدعی شد: حذف برخی از صحنه‌های مربوط به کاراکتر «یاور» به سریالش آسیب جدی وارد خواهد کرد و محبوبیت آن را میان مخاطبان کاهش خواهد داد. کارگردان سریال «فاصله ها» در گفتگو با آریانیوز از حذف سکانسهایی از سریال فاصله ها به کارگردان وی انتقاد کرد و از تاثیر منفی این اقدام بر [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=318&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«حسین سهیلی‌زاده» مدعی شد: حذف برخی از صحنه‌های مربوط به کاراکتر «یاور» به سریالش آسیب جدی وارد خواهد کرد و محبوبیت آن را میان مخاطبان کاهش خواهد داد.<span id="more-318"></span></p>
<p dir="rtl">کارگردان سریال «فاصله ها» در گفتگو با آریانیوز از حذف سکانسهایی از سریال فاصله ها به کارگردان وی انتقاد کرد و از تاثیر منفی این اقدام بر محبوبیت این سریال ابراز نگرانی نمود.</p>
<p dir="rtl">            وی گفت: من تعجب می کنم کسی بگوید در این سریال توهینی به هیچ قوم و استانی نهفته است. این که گفته می شود برخی نشریات و سایتهای زرد موضوع توهین به زبان لری را مطرح کرده اند چنین چیزی نیست.</p>
<p dir="rtl">            وی افزوده است: من در سریالهایم واقعیت های جامعه را بیان می کنم. «یاور» یک واقعیت در جامعه ماست که شما می توانید در کوچه و بازار شهرمان ببینید. همانطور که سعید، بیتا، محسن و.. همه نمود خارجی دارند.</p>
<p dir="rtl">           سهیلی زاده همچنین با اشاره به سریال قبلی دلنوازان گفت: همیشه عده ای از موفقیت من ناراضی اند و نمی توانند ببینند یک سریال اینهمه مقبول بیفتد.</p>
<p dir="rtl">            گفتنی است شخصیت «یاور» فرد شهرستانی و ساده دلی را به تصویر می کشد که به زبان لری بروجردی سخن می گوید، این مساله موجب اعتراض مردم لرستان شده است. این اعتراضات موجب حذف برخی صحنه های مورد بحث شده است تا جایی که در سه قسمت اخیر کاراکتر یاور غایب بوده است و در قسمتهای بعد نیز حضور کمرنگ­تر و نامحسوس­تری خواهد داشت.</p>
<p>مطالب مرتبط:</p>
<p><a rel="bookmark" href="http://lornews.wordpress.com/2010/07/24/%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%87-%d8%ae%d8%a7%da%a9%d8%b3%d9%be%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d9%82%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9b-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%b1/">در حاشیه خاکسپاری سقایی؛ دانشجویان لر به تحقیر زبان لری در سريال «فاصله ها» اعتراض کردند</a></p>
<p><a title="کاری" href="http://loor.ir/News.asp?nid=2623&amp;ln=fa">محمد حمزه‌ای بازیگر نقش«یاور» در گفتگو با لرنا: <br />
«یاور» نماینده سادگی و صداقت قوم لر است</a></p>
<p><a href="http://loor.ir/News.asp?nid=2624&amp;ln=fa">«یاور» بخشی از یک تهاجم فرهنگی گسترده علیه اقوام ایرانی است</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/318/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/318/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/318/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/318/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/318/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/318/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/318/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/318/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/318/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/318/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/318/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/318/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/318/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/318/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=318&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/07/27/%da%af%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%c2%ab%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%c2%bb-%d8%a7%d8%b2-%d8%ad%d8%b0/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>چند ثانیه از سریال فاصله ها را دانلود کنید</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/07/26/%da%86%d9%86%d8%af-%d8%ab%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%86/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/07/26/%da%86%d9%86%d8%af-%d8%ab%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 26 Jul 2010 18:27:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[سریال فاصله ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=314</guid>
		<description><![CDATA[یاور، سعید و دیوید بکام:   http://www.loor.ir/dng/yavar12.zip    در همین زمینه:   محمد حمزه‌ای بازیگر نقش«یاور» در گفتگو با لرنا:  «یاور» نماینده سادگی و صداقت قوم لر است کاری که من در سریال «فاصله‌ها» انجام می‌دهم خدمت به این لهجه و زبان است. لهجه بروجردی به این طریق معرفی می‌شود. خیلی از مردم از من [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=314&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;" dir="rtl"><a title="یاور، سعید و دیوید بکام" href="http://www.loor.ir/dng/yavar12.zip" target="_blank"><span style="text-decoration:underline;"><span style="font-size:xx-small;"><span id="more-314"></span>یاور، سعید و دیوید بکام</span></span></a><span style="font-size:xx-small;">:</span></p>
<p style="text-align:center;"> </p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl"><a href="http://www.loor.ir/dng/yavar12.zip"><span style="text-decoration:underline;"><span style="font-size:xx-small;color:#800080;">http://www.loor.ir/dng/yavar12.zip</span></span></a></p>
<p style="text-align:center;"> </p>
<p style="text-align:center;"> در همین زمینه:</p>
<table id="AutoNumber5" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" width="100%">
<tbody>
<tr>
<td width="82" valign="bottom"> </td>
<td valign="bottom"><a title="کاری" href="http://loor.ir/News.asp?nid=2623&amp;ln=fa">محمد حمزه‌ای بازیگر نقش«یاور» در گفتگو با لرنا: <br />
<strong>«یاور» نماینده سادگی و صداقت قوم لر است</strong></a><br />
کاری که من در سریال «فاصله‌ها» انجام می‌دهم خدمت به این لهجه و زبان است. لهجه بروجردی به این طریق معرفی می‌شود. خیلی از مردم از من می‌پرسند این چه گویشی است، چرا فکر می‌کنید اگر یک کاراکتر بانمک باشد صاف و ساده باشد حتما به او توهین شده است؟</td>
</tr>
<tr>
<td width="82" height="10" valign="bottom"> </td>
<td height="10" valign="bottom"> </td>
</tr>
</tbody>
</table>
<table id="AutoNumber5" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" width="100%">
<tbody>
<tr>
<td width="82" valign="bottom"><img src="http://loor.ir/photo/tmb_jamejam.jpg" alt="" /></td>
<td valign="bottom"><a title="ایران" href="http://loor.ir/News.asp?nid=2622&amp;ln=fa">جام جم: 90 درصد مردم ایران از «فاصله ها» رضایت دارند! <br />
<strong>لرها حقی در نظرسنجی صدا و سیما ندارند!</strong></a><br />
ایران ملت بزرگ و جمعیت کثیری دارد اما حتی اگر نمونه آماری این مرکز از جمعیت 70 میلیونی ایران فقط 1000 نفر هم باشد آیا منطقی است که ما حتی با یک مورد از کسانی که مورد پرسش قرار گرفته اند برخورد نمی کنیم؟ در حالیکه روزنامه جام جم به طور مرتب هفته ای چند بار نتایج این نظرسنجی ها را مورد تحلیل قرار می دهد؟</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align:center;"> </p>
<table id="AutoNumber5" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" width="100%">
<tbody>
<tr>
<td width="82" height="10" valign="bottom"> </td>
<td height="10" valign="bottom"> </td>
</tr>
</tbody>
</table>
<table id="AutoNumber5" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" width="100%">
<tbody>
<tr>
<td width="82" valign="bottom"><img src="http://loor.ir/photo/tmb_78po0r08h10bayaneeye.gif" alt="" /></td>
<td valign="bottom"><a title="از" href="http://loor.ir/News.asp?nid=2614&amp;ln=fa">در حاشیه خاکسپاری سقایی <br />
<strong>دانشجویان لر به تحقیر زبان لری در سريال «فاصله‌ها» اعتراض کردند</strong></a><br />
از تمسخر گويش شهر فرزانگان و زبان مرجع عالي‌قدر عالم تشيع (آيت‌الله العظمي بروجردي) اعلام بيزاري مي‌کنيم و خواستار توقف اين سريال، عذرخواهي توليدکنندگان آن و قول مديريت صدا و سيما مبني بر عدم حمايت از توليد چنين سريال‌هاي موهني هستيم.</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/314/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/314/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/314/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/314/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/314/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/314/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/314/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/314/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/314/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/314/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/314/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/314/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/314/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/314/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=314&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/07/26/%da%86%d9%86%d8%af-%d8%ab%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://loor.ir/photo/tmb_jamejam.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://loor.ir/photo/tmb_78po0r08h10bayaneeye.gif" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>پاسخی به بازیگر نقش یاور/اعتراضات ما تا توقف پخش سریال فاصله ها ادامه دارد</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/07/26/%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ad%d9%85%d8%b2%d9%87-%d8%a7%db%8c-%db%8c%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/07/26/%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ad%d9%85%d8%b2%d9%87-%d8%a7%db%8c-%db%8c%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 26 Jul 2010 12:28:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی و هنری]]></category>
		<category><![CDATA[فاصله ها]]></category>
		<category><![CDATA[لر]]></category>
		<category><![CDATA[لرستان]]></category>
		<category><![CDATA[بروجردی]]></category>
		<category><![CDATA[سریال]]></category>
		<category><![CDATA[سریال فاصله ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=309</guid>
		<description><![CDATA[ به فارسی روان؛ ما به کجای «فاصله ها» اعتراض داریم نگاهی به  نظرات مخالف کاربران سایت تابناک و واکنش اخیر بازیگر نقش یاور به اعتراضات                پیشتر در نوشتاری اشاره کرده ام که «ما به کجای فاصله ها اعتراض داریم»، اخیرا که دامنه اعتراضات به سریال موهن فاصله ها گسترده تر می شود و [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=309&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"> به فارسی روان؛ ما به کجای «فاصله ها» اعتراض داریم</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"><strong>نگاهی به  نظرات مخالف کاربران سایت تابناک و واکنش اخیر بازیگر نقش یاور به اعتراضات</strong></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> <span id="more-309"></span></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">             پیشتر در نوشتاری اشاره کرده ام که «ما به کجای فاصله ها اعتراض داریم»، اخیرا که دامنه اعتراضات به سریال موهن فاصله ها گسترده تر می شود و تقریبا به اغلب سایتهای پربیننده و معتبر کشیده شده است بازهم به نظر می رسد اغلب هموطنان هنوز نمی توانند موقعیت ما را درک کنند و از شکوائیه ما در شگفت می شوند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            در این نوشتار همان عرایض قبلی در واکنش به برخی نظرات کاربران سایت تابناک در زیر مطلبی به این نشانی بسط بیشتری می یابند:</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"><a href="http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=110695" target="_blank">http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=110695</a></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            همچنین واکنش آقای محمد حمزه ای بازیگر نقش مورد اعتراض «یاور» نشانه احترام و ادب ایشان نسبت به همزبانان شان است اما دفاعیاتشان برای ما قابل پذیرش نیست.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">کامنتهای مخالف نظر ما در تابناک:</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> :: اگه مهران مدیری با لهجه فارسی مسخره بازی در میاره یعنی به قوم فارس توهین کرده؟ بابا جمع کنید این حرفا رو.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> پاسخ بنده: اگر مدیری و هزاران طنز پرداز دیگر به لهجه فارسی مسخره بازی در می آورند هیچ توهینی در کار نیست چون صدها شبکه تلویزیونی، رادیویی و ماهواره ای به همان لهجه برنامه های جدی، وجیه و در ژانرهای دیگر غیر طنز (فرهنگی، مذهبی، علمی، سیاسی، اقتصادی و..) برنامه می سازند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">  :: ای بابا یه کم آستانمه تحمل تون رو بالا ببرید اگه این طور باشه که لهچه تهرانی ها از همه بیشتر مسخره می شه!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> پاسخ: مسخره کردن هر زبان و لهجه ای محکوم است، اما طنز پردازی به یک زبان تا جایی که موجب تخریب و تحقیر آن نشود بلا مانع است. صدا و سیما متاسفانه از زبان ما فقط به عنوان طنز و لودگی استفاده می کند، در حالیکه زبانهای مختلف قوم لر جنبه های جدی، ادبی و.. هم دارند که همیشه مغفول می شود. اما لهجه تهرانی اگر در یک شبکه جامه طنز  می پوشد در شبکه های دیگر جامه های دیگری هم می پوشد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> :: بابا من لر هستم سخت نگیرید متعصب نباشید سایر لهجه ها هم از صدا و سیما پخش می شود هدف این سریال توهین به لرها نیست که خواستار قطع آن می شوید با این حساب هیچ لهجه ای نباید از صدا و سیما پخش شود ما همه ایرانی هستیم شخصیت یاور صاف و ساده است ضمنا فاطمه گودرزی هم لر است این بیانیه ها به اختلاف ها دامن می زند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> پاسخ: ما همانقدر به تحقیر زبان لری در سریال فاصله ها اعتراض داریم که به تحقیر هر کدام از زبانها و لهجه های دیگر اقوام ایرانی معترضیم. اینکه فرموده اید با این حساب نباید هیچ لهجه ای از صدا و سیما پخش شود کاملا موافقیم. صدا و سیما اگر رسانه ملی است یا باید با زبانهای غیر فارسی برخورد شایسته داشته باشد یا اگر نمی توانند در برنامه های جدی، خبری، فرهنگی، هنری و.. از زبانهای اقوام استفاده کنند حق ندارند در برنامه های طنز آنها را به تمسخر بگیرند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> :: با عرض سلام اولا باید افتخار کنند لرها( وهرقوم دیگری) که به اونها توجه شده ودرسریالی پربیننده یک نفر لری صحبت میکنه واین باعث میشه همه با لری آشنا بشوند حتی کسانی که تا حالا لری به گوششون نخورده و با خنده برچهره غمبار میلیونها بیننده (بخاطرگرانی وبیکاری و&#8230;) شیرینی زبان لری برهمگان ثابت میشود که این خود ازمصادیق شاد کردن دل مومن است که لرها هم بر فرض مثال قطعا در ثواب آن شریکند.-در ثانی این آشنایی افراد باعث میشه که لرستان وطبیعت زیبایش ومردمان غیورش وشهدای عزیزش فراموش نشوند وروز به روز در یادها بمانند- ثالثا این زمانی جای نگرانی داره که این قوم و رسم و رسومشان و عقایدشان مورد تمسخر واقع شود نه اینکه صرف تقلید و ادای زبان لری توسط غیر لر توهین تلقی شود</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> پاسخ: این سریال و کاراکتر «یاور» اگر دل مومنی را در جایی شاد کرده اما دل میلیونها لر را شکسته است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">  </p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">پاسخ بازیگر نقش یاور را در لینک زیر بخوانید:</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> <a href="http://lorna.blogfa.com/post-182.aspx">واکنش بازیگر نقش یاور به اعتراضات مردم لر به سریال فاصله ها</a>:</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"><a href="http://lorna.blogfa.com/post-182.aspx" target="_blank">http://lorna.blogfa.com/post-182.aspx</a></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">اما عرایض بنده خدمت جناب آقای حمزه ای:</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"><strong>«یاور» بخشی از یک تهاجم فرهنگی گسترده علیه اقوام ایرانی است</strong></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            بنده بسیار سپاسگذارم از حساسیتی که آقای محمد حمزه ای  به نظرات و واکنش های همزبانانش داده است، اما این ادب و خلوص نمی تواند پاسخگو و توجیه گر راه اشتباهی باشد که ایشان در آن گام نهاده است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            کاراکتر یاور تصویری صادق و خنده­ناک اما بی سواد، کارگر، ساده، زودباور از جوان لر نشان داده است، آقای حمزه ای باید در نظر داشته باشند از آنجا که قومیت لر در هیچ یک از رسانه ها معرفی نمی شود، اگر معرفی آن فقط محدود به کاراکترهایی مثل «یاور» باشد &#8211; که سالهاست چنین است- این روند موجب تعریف لر با صفات فوق در نزد مخاطبان می شود.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            در حال حاضر این روند تقریبا آثار خود را به معرض نمایش گذاشته و موجب شده است خانواده های لر نتوانند راضی به این شوند که با کودکان خود به زبان «یاور» و یاورها صحبت کنند!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            شما فرموده اید که «یاور» نماینده بی آلایشی و صداقت لرهاست! آری اما این صداقت و سادگی اگر همینطور تنها نماینده معرفی لر در رسانه باشد چیزی جز زود باوری و ساده لوحی نخواهد بود!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            این روند چنان باوری را در روح و مخاطبان تزریق می کند که هرکس به لری سخن بگوید لاجرم فقیر، کارگر، وردست، ساده دل، زود باور، کم سواد و .. است، و منجر به دوری و شرم از زبان لری می شود.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            شما، سر کار خانم گودرزی و همه هنرمندان و فعالان لر نباید همزبانانتان را در این هجمه فرهنگی رها کنید و بدتر از آن خودتان به ابزاری برای تقویت این تهاجم -که آگاهانه یا نا آگاهانه، عدمی یا سهوی- از سوی رسانه ملی صورت می گیرد تبدیل شوید.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            بنده از شما پرسشی دارم و آن اینکه چرا خانم گودرزی که در این سریال نقش وجیه تری دارد -مدیر است و زرنگ است- با شما بروجردی سخن نمی گوید؟ گیرم «یاور» بلد نیست با غریبه ها فارسی صحبت کند، نقش «لیلا» -با بازی فاطمه گودرزی- می توانست با دیگران فارسی صحبت کند اما با شما لری بگوید و بتواند جنبه های دیگری از لری را معرفی کند!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            به راستی شما برای معرفی قومی با ده میلیون گویشور، با هزاران سال سابقه خدمت به ایران و تشیع، با هزاران برگ زرین هنری، علمی، دینی و.. کاراکتری بهتر از «یاور» که در عین جوانی و جویای نامی «دیوید بکام» را نمی شناسد و دائما توسط «سعید»ها «خر می شود» -عبارتی که دقیقا شما به کار برده اید- نمی یابید؟</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            اما جنابعالی یک هنرمند بازیگر بسیار خوب و مستعد هستید، تنها هنر شما اگر گفتار کاملا روان، اصیل و سلیستان به لهجه بروجردی هم باشد انصافا قابل ستایش و تقدیر است. اگر شبکه افلاک لرستان آنقدر فهیم بود که جنابعالی را به عنوان مجری بخش اخبار لری -که هنوز برای مردم لرستان یک رویاست!-  به کار بگیرد، آن وقت جنابعالی نه یک کاراکتر موهن به فرهنگ و زبان ما بلکه یک چهره محبوب و پذیرفتنی برای هر لر زبان بودید.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">شبکه افلاک اکنون در میان مردم استان مان به اندازه درصدی هم از شبکه های تهرانی نفوذ ندارد، اگر شما مجری اخبار لری آن بشوید آنگاه این شبکه هم هویت پیدا خواهد کرد، اخبار آن متفاوت از شبکه های سراسری می شود و خلاصه  «مزه» دیگری می یابد تا مخاطبان و مشتریانش را پیدا کند، نه اینکه همیشه به عنوان یک نیم شبکه ضعیف در نزد هم استانی های خودش هم کم طرفدار بماند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            شکایت ما از جنابعالی نیست، بلکه اعلام بیزاری از یک «روند» است که ظالمانه و گستاخانه شرف قومی، منزلت اجتماعی و هویت تاریخی ما را هدف قرار داده است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            اعتراضات ما -که هیچگاه از نجابت، آرامش و ادب و منطق دور نشده و نمی شود- تا توقف پخش این سریال، عذرخواهی عوامل آن و حداقل حذف سکانسهای مربوط به کاراکتر «یاور» ادامه خواهد شد، بنده به عنوان یک همشهری شما از جنابعالی هم در خواست می کنم به ما بپیوندید، به اشتباه خود اعتراف کنید و کمک کنید مهر ختمی به سوء استفاده ابزاری از زبان لری در این قبیل سریالها بزنیم.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">            در پایان چند ثانیه از تلاش اشتباه حضرتعالی برای معرفی زبان ما را می توانید دانلود کنید. در همین چند ثانیه تصویری از گویشوران لر به نمایش گذاشته شده که با وجود آنکه «یاور» تمام قوایش را جمع کرده تا باز «خر نشود» اما با یک جمله و فقط یک جمله (!) دوباره&#8230;</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"><a title="یاور، سعید و دیوید بکام" href="http://www.loor.ir/dng/yavar12.zip" target="_blank">یاور، سعید و دیوید بکام</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/309/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/309/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/309/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/309/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/309/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/309/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/309/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/309/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/309/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/309/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/309/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/309/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/309/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/309/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=309&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/07/26/%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ad%d9%85%d8%b2%d9%87-%d8%a7%db%8c-%db%8c%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ما به کجای «فاصله ها» اعتراض داریم؟ / به امید توقف توهین به اقوام در تلویزیون</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/07/23/%d9%84%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%ac%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d8%b3%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%ac%d8%b1/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/07/23/%d9%84%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%ac%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d8%b3%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%ac%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Jul 2010 10:04:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی و سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[فاصله ها]]></category>
		<category><![CDATA[لر]]></category>
		<category><![CDATA[لری بروجردی]]></category>
		<category><![CDATA[توهین]]></category>
		<category><![CDATA[سریال فاصله ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=302</guid>
		<description><![CDATA[             عدم پخش کامل این سریال زیان مالی به تهیه کنندگان آن وارد خواهد کرد و این موجب خواهد شد از این پس در تهیه سریالهای بعدی این اشتباه را تکرار نکنند. حداقل خواسته ما توقف فاصله هاست اگر بتوانیم این سریال را متوقف کنیم آنگاه یک سنت زشت و ناپسند را از تلویزیون زدوده [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=302&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong> </strong>            عدم پخش کامل این سریال زیان مالی به تهیه کنندگان آن وارد خواهد کرد و این موجب خواهد شد از این پس در تهیه سریالهای بعدی این اشتباه را تکرار نکنند. حداقل خواسته ما توقف فاصله هاست اگر بتوانیم این سریال را متوقف کنیم آنگاه یک سنت زشت و ناپسند را از تلویزیون زدوده ایم.<span id="more-302"></span></p>
<p dir="rtl">             در یک هفته گذشته که موج اعتراض لرزبانان به توهین سریال فاصله ها به وبلاگستان کشیده شده است در میان واکنش ها و مخصوصا نظرات خوانندگان گهگاه به برخی شک و شبهه ها برمیخوریم که « کجای نقش یاور منفی است»، «پس آدمهای احمق باید لال شوند، لری حرف بزنند لرها اعتراض می کنند ترکی بگویند یا کردی ترکها و کردها و ..» ، «اتفاقا یاور خیلی بانمک است، نماینده صداقت لرهاست».</p>
<p dir="rtl">            ضمن احترام به رای و نظر این دوستان، در این باره چند نکته گفتنی است:</p>
<p dir="rtl">            1- اگر بخواهیم فقط نقش یاور در سریال فاصله ها را مبنای قضاوت قرار دهیم چه بسا به نتایجی مثل جملات بالا برسیم، اما اگر این واقعیت را در کنار یک روند قرار دهیم که طی آن تمام کسانی که در سریالهای تلویزیونی با زبانهای قومی (مخصوصا لری ،ترکی،جنوبی ، گیلکی و ..) صحبت می کنند جز آدمهای احمق،فقیر و کم سواد نیستند آنگاه معنای اعتراض ما شفاف تر درک میشود.</p>
<p dir="rtl">            چرا در همین سریال فاصله ها خانم فاطمه گودرزی به زبان مادری اش (لری بروجردی) حرف نمی زند ؟</p>
<p dir="rtl">            2- وقتی تمام آدمهای نرمال، معمولی، مدیر، طبقه متوسط و یا مرفه در این سریالها به یک لهجه خاص حرف می زنند (تهرانی) جفاست اگر آدمهای طبقه پایین، زیردست و کمی تا قسمتی احمق! به لهجه های دیگر سخن بگویند. یا باید اصلا از زبانهای محلی در این سریالها استفاده نشود و یا اگر بناست صدا و سیما رسالت خود در پاسداشت زبانهای اقوام را انجام دهد بابد در نقشهای قابل قبول هم از آنها استفاده کند.</p>
<p dir="rtl">            3- اعتراضات ما هم نباید فقط عقده گشایی، درددل و قهر وملال باشد، بلکه باید هدفمند و قاطع صورت بگیرد. حداقل خواسته ما توقف فاصله هاست اگر بتوانیم این سریال را (که هنوز پانزده قسمت از آن مانده ) متوقف کنیم آنگاه یک سنت زشت و ناپسند را از تلویزیون زدوده ایم، اگر به این هدف نرسیم یعنی شکست خورده ایم، باید بپذیریم و بکوشیم برای اعتراض به توهین بعدی قویتر عمل کنیم.</p>
<p dir="rtl">            عدم پخش کامل این سریال زیان مالی به تهیه کنندگان آن وارد خواهد کرد و این موجب خواهد شد از این پس  در تهیه سریالهای بعدی این اشتباه را تکرار نکنند.</p>
<p dir="rtl">            4- اعتراض نباید منحصر به لرها باشد توهین های سلسله ای و سریالی همیشه شامل همه  اقوام است حالا این دفعه متوجه لرها شده. شاید هم اکنون هم در شبکه های دیگر احتمالا به ترکها ، گیلک ها و&#8230; هم اینچنین توهینها و جفاها صورت می گیرد من دعوت میکنم فعالان اقوام دیگر هم لااقل در وبلاگستان به سرعت از جنبش لرها حمایت کنند. بدیهی است میتوانیم انتظار داشته باشیم تا به راستی این شعار آرمانی و انسانی ملت ایران اسلامی را معنا کنیم :</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">ایران برای همه ی ایرانیان ( و نه فقط تهرانیان)</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">در همین زمینه:</p>
<p><a title="به" href="http://loor.ir/News.asp?nid=2599&amp;ln=fa">بیاینه بسیج دانشجویی دانشگاه‌های لرستان: <br />
<strong>دانشجویان لُر خواستار توقف پخش سریال «فاصله‌ها» شدند </strong></a><br />
به نوشته هفته نامه محلی نگین زاگرس، بسیج دانشجویی دانشگاه‌های استان لرستان ضمن محکومیت تحقیر قوم لر در سریال «فاصله‌ها» از رئیس جمهور و رئیس قوم قضائیه می‌خواهد که بدون فوت وقت به پخش توهین آمیز این سریال خاتمه دهند.</p>
<table id="AutoNumber5" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" width="100%">
<tbody>
<tr>
<td width="82" valign="bottom"> </td>
<td valign="bottom"><a title="یاور&quot;" href="http://loor.ir/News.asp?nid=2595&amp;ln=fa">خط خطی‌های کامران <br />
<strong>فاصله‌ها؛ ایران برای همه تهرانیان</strong></a><br />
یاور&#8221; به عنوان نماد یک قوم، یک فرهنگ با پیشینه و سابقه تاریخی روشن و درخشان؛ دارای شخصیتی بسیط، تک بعدی و فاقد تفکر است که رفتاری آمیخته با بلاهت و حماقت دارد و به راحتی توسط &#8220;سعید&#8221; نماد فرهنگ غالب به سخره گرفته می شود.</td>
</tr>
<tr>
<td width="82" height="10" valign="bottom"> </td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p> </p>
<p><a title="سیروس" href="http://loor.ir/News.asp?nid=2593&amp;ln=fa">پخش سریال موهن به مردم لر را متوقف کنید <br />
<strong>با توهین به اقوام در رسانه ملی «فاصله‌ها» را میان دل‌های مردم بیشتر نکنید</strong></a><br />
سیروس نادری‌: آقای ضرغامی رئیس محترم رسانه ملی! جگر سوخته علیمردان‌خان از سَم عثمانی نماد درد همیشگی لر یعنی حفظ مام میهن است. این قوم به تمام تاریخ شورید اما به بهمن 57 سر تعظیم فرود آورد چرا که «خمینی» را از خود و آرمان‌هایش را از آمال خویش می‌دانست. اما نکنید کاری که این مردم رشید به همه چیز بدبین شوند!</p>
<p><a title="به" href="http://loor.ir/News.asp?nid=2592&amp;ln=fa">قنادیان با محکوم کردن سریال موهن «فاصله‌ها»: <br />
<strong>اگر در این زمینه پا فراتر گذاشته شود مردم واکنش نشان خواهند داد. </strong></a><br />
به گزارش خبرنگار مهر در خرم آباد، رئیس سازمان بسیج هنرمندان کشورعصر چهارشنبه در جمع خبرنگاران رسانه های گروهی استان لرستان در سخنانی با اشاره به برخی شائبه ها در زمینه تمسخر قومیت ها در صدا و سیما، اظهار داشت: با وجود اینکه در کشور ما قومیتهای مختلفی وجود دارد ولی ما ملتی یکپارچه هستیم.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/302/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/302/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/302/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/302/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/302/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/302/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/302/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/302/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/302/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/302/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/302/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/302/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/302/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/302/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=302&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/07/23/%d9%84%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%ac%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d8%b3%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%ac%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>بیانیه دانشجویان لر: پخش سریال فاصله ها را متوقف کنید</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/07/23/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%b1-%d9%be%d8%ae%d8%b4-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/07/23/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%b1-%d9%be%d8%ae%d8%b4-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Jul 2010 08:23:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی و هنری]]></category>
		<category><![CDATA[فاصله ها]]></category>
		<category><![CDATA[لر]]></category>
		<category><![CDATA[لری]]></category>
		<category><![CDATA[لری بروجردی]]></category>
		<category><![CDATA[اقوام]]></category>
		<category><![CDATA[بروجردی]]></category>
		<category><![CDATA[سریال فاصله ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=297</guid>
		<description><![CDATA[به نوشته هفته نامه محلی نگین زاگرس، بسیج دانشجویی دانشگاه‌های استان لرستان ضمن محکومیت تحقیر قوم لر در سریال «فاصله‌ها» از رئیس جمهور و رئیس قوم قضائیه می‌خواهد که بدون فوت وقت به پخش توهین آمیز این سریال خاتمه دهند. سازمان بسیج دانشجویی دانشگاه‌های استان لرستان در اعتراض به تحقیر قوم لر در سریال «فاصله‌ها» [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=297&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;" dir="rtl"><span id="more-297"></span>به نوشته هفته نامه محلی نگین زاگرس، بسیج دانشجویی دانشگاه‌های استان لرستان ضمن محکومیت تحقیر قوم لر در سریال «فاصله‌ها» از رئیس جمهور و رئیس قوم قضائیه می‌خواهد که بدون فوت وقت به پخش توهین آمیز این سریال خاتمه دهند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">سازمان بسیج دانشجویی دانشگاه‌های استان لرستان در اعتراض به تحقیر قوم لر در سریال «فاصله‌ها» با صدور بیانیه‌ای اعتراض آمیز عنوان کرد: رسانه‌ی ملی که باید مدافع و بلندگوی وحدت ملی باشد با نفوذ افراد مسئله‌دار، پرچمدار حرکت ضدانقلابی تفرقه شده است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">در بخش‌های از این بیانیه آمده است:</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">در حالی که مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان تاکید بسیار زیادی بر ایجاد وحدت و همبستگی ملی بین آحاد ملت ایران اسلامی داشته‌اند و در زمانی که تهدید عمده نظام اسلامی به تشخیص تمام کارشناسان سیاسی و امنیتی، تحریک اقوام ایرانی به جدایی و افتراق از هم و فراهم کردن حضور بیگانگان در امور داخلی کشورمان است، متاسفانه شاهدیک که یکی از متدین‌ترین، اصیل‌ترین، ولایی‌ترین و انقلابی‌ترین اقوام ایران اسلامی به طور مشکوک و هدفدار در رسانه‌ی ملی آن هم در سریالی به نام فاصله‌ها مورد توهین و حقارت قرار می‌گیرد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">در این بیانیه بسیج دانشجویی دانشگاه‌های لرستان با تاکید بر این که قوم لر امروز منحصر به استان لرستان نبوده، بلکه شامل بخش اعظمی از استان‌های فارس، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، همدان و . .. می‌باشد که نماد اصلی این قوم در استان لرستان با قریب به 6200 شهید در دوران دفاع مقدس و وجود علمای بزرگی نظیر آیت الله بروجردی تبلور یافته است عنوان شده است:</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">این اولین باری نیست که که نقش‌های سبک و تحقیر کننده در رسانه‌ی ملی به لرها داده می‌شود، ولی این بار در حد بالاتری کارگردان نفوذی این سریال به تحریک احساسات این قوم شرافتمند پرداخته است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">در این بیانیه خطاب به مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران آمده است: از مسئولان می‌پرسیم که گناه قوم لر چیست که باید این چنین مضحکه سریال‌ها و فیلم‌های ایرانی قرار گیرد، قومی که تا به حال کوچکترین هزینه‌ای  را بر نظام ولایی ایران اسلامی تحمیل نکرده و با تمام وجود محدودیت‌ها، هیچ منتی را بر جمهوری اسلامی نداشته است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">در پایان این بیاینه آمده است: بسیج دانشجویی دانشگاه‌های استان لرستان ضمن محکومیت تحقیر قوم لر در سریال «فاصله‌ها» از رئیس جمهور و رئیس قوم قضائیه می‌خواهد که بدون فوت وقت به پخش توهین آمیز این سریال خاتمه داده و مسببان آن را به سبب ایجاد اختلاف بین قومیت‌ها و اهانت به قوم سلحشور لر مورد تعقیب  قرار دهند و در صورت تکرار این گونه اعمال سخیف از طرف رسانه‌ی ملی مطمئن باشند علاوه بر عذاب الهی، مسئولان و مردم ولایتمدار این دیار ساکت نخواهند نشست و حق پیگیری را برای خود محفوظ می‌دارند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">همچنین بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد خرم‌آباد نیز در اعتراض به تحقیر قوم لر در سریال فاصله‌ها ضمن صدور بیانیه‌ای اعتراض آمیز خواستار جلوگیری از پخش این سریال و برخورد با عوامل د دست اندرکاران این سریال شده است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">نقش «یاور» در سریال «فاصله‌ها» که نشان دهنده‌ی فردی لرزبان است در بخش‌های مختلف سریال با تمسخر لهجه‌ی لری و ترانه‌های زیبا و کهن این سرزمین موجب جریحه‌دار شدن احساسات مردم لرستان شده است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">روند نارضایتی از تمسخر قوم لر در سریال‌های تلویزیونی مختلف در سال‌های اخیر به گونه‌ای است که همواره از سوی مردمان این دیار ولایتمدار نارضایتی از این موضوع را می‌توان مشاهده کرد، به طوری که در سال‌های اخیر افراد مختلفی خواستار توجه ویژه رئیس سازمان صدا و سیما در این زمینه شده‌اند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">با این اوصاف به نظر می‌رسد این روند بی‌توجهی که در سریال اخیر تولید شده در این سازمان نیز استمرار یافته است موجب چالش جدیدی در این زمینه در اذهان مردم لر زبان شود.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">این در حالی است که در سال‌های اخیر نیز صیدجعفر فلاحی یکی از سینماگران لرستانی در نامه‌ای که اصل آن بر روی خروجی سایت‌ها  قرار داده شد به این موضوع اعتراض کرده است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> </p>
<table style="text-align:justify;" dir="rtl" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td width="370" valign="top">
<p dir="rtl">مطالب مرتبط:</p>
<p dir="rtl">»»<a href="http://www.loor.ir/News.asp?nid=2592&amp;ln=fa" target="_blank">رئیس سازمان بسیج هنرمندان ایران: اگر در این زمینه پا فراتر گذاشته شود مردم واکنش نشان خواهند داد</a></p>
<p dir="rtl">»»<a href="http://www.loor.ir/News.asp?nid=2593&amp;ln=fa" target="_blank">سیروس نادری: با توهین به اقوام در رسانه ملی «فاصله‌ها» را میان دل‌های مردم بیشتر نکنید</a></p>
<p dir="rtl">»»<a href="http://www.loor.ir/News.asp?nid=2595&amp;ln=fa" target="_blank">فاصله‌ها؛ ایران برای همه تهرانیان</a></p>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/297/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/297/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/297/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/297/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/297/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/297/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/297/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/297/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/297/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/297/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/297/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/297/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/297/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/297/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=297&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/07/23/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%b1-%d9%be%d8%ae%d8%b4-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>از ویژه نامه هفته همبستگی مردم لر تا ویژه نامه آهنگهای زنده یاد سقایی</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/07/22/%d8%a7%d8%b2-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%84%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d9%88%db%8c%da%98/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/07/22/%d8%a7%d8%b2-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%84%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d9%88%db%8c%da%98/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Jul 2010 19:11:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی و هنری]]></category>
		<category><![CDATA[نشریه لور]]></category>
		<category><![CDATA[هفته لر]]></category>
		<category><![CDATA[روز لر]]></category>
		<category><![CDATA[سقايي]]></category>
		<category><![CDATA[سقایی]]></category>
		<category><![CDATA[سقائی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=292</guid>
		<description><![CDATA[به نظر من فرمت PDF دو فایده عمده برای مان دارد. اول اینکه مشکلات فونت و لری نویسی را تا حد زیادی حل می کند. دیگر اینکه باعث میشود مقالات و مطالب بر حسب موضوع آرشیو شوند و به یک مجموعه ماندگارتر تبدیل شوند. مشکل اصلی آن هم آشنا نبودن برخی همتباران و نصب نبودن [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=292&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">به نظر من فرمت PDF دو فایده عمده برای مان دارد. اول اینکه مشکلات فونت و لری نویسی را تا حد زیادی حل می کند. دیگر اینکه باعث میشود مقالات و مطالب بر حسب موضوع آرشیو شوند و به یک مجموعه ماندگارتر تبدیل شوند.</p>
<p dir="rtl">مشکل اصلی آن هم آشنا نبودن برخی همتباران و نصب نبودن برنامه مخصوص بازکردن فایلهای PDF روی سیستم برخی همتباران است، برای دریافت نرم افطار مخصوص می توانید از لینک انتهای مطلب استفاده بکنید.</p>
<p dir="rtl"><strong>» <a href="http://loor.ir/News.asp?nid=2533&amp;ln=fa" target="_blank">ویژه‌نامه 22 تیر روز همبستگی مردم لر برای ایران اسلامی</a></strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong><strong>» </strong><a title="نشریه" href="http://loor.ir/News.asp?nid=2594&amp;ln=fa" target="_blank"><strong>متن کلام چند نمونه از آهنگ‌های اُستاد سقایی</strong><strong> </strong></a></p>
<p dir="rtl"> برای دریافت نرم افزار مرور فایلهای PDF اینجا کلیک کنید:<br />
<a href="http://www.loor.ir/files/ketaw86/font-nrmafzar/Adobe%20Acrobat%20Reader%207.0.2/Setup.exe" target="_blank">http://www.loor.ir/files/ketaw86/font-nrmafzar/Adobe%20Acrobat%20Reader%207.0.2/Setup.exe</a></p>
<p dir="rtl"> </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/292/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/292/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/292/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/292/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/292/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/292/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/292/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/292/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/292/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/292/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/292/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/292/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/292/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/292/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=292&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/07/22/%d8%a7%d8%b2-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%84%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d9%88%db%8c%da%98/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>سقای هنر لرستان دیگر نیست</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/07/19/%d8%b3%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%84%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/07/19/%d8%b3%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%84%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 10:44:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی و هنری]]></category>
		<category><![CDATA[رضا سقایی]]></category>
		<category><![CDATA[سقايي]]></category>
		<category><![CDATA[سقایی]]></category>
		<category><![CDATA[سقائی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=290</guid>
		<description><![CDATA[لبان تشنه این قوم را چه کسی جرعه ای دیگر خواهد بخشید؟<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=290&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>لبان تشنه این قوم را چه کسی جرعه ای دیگر خواهد بخشید؟</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/290/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/290/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/290/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/290/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/290/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/290/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/290/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/290/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/290/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/290/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/290/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/290/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/290/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/290/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=290&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/07/19/%d8%b3%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%84%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>22 تیرماه؛ آغاز هفته همبستگی مردم لر برای ایران اسلامی خجسته باد</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/07/12/22-%d8%aa%db%8c%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%87%d8%9b-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%84%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/07/12/22-%d8%aa%db%8c%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%87%d8%9b-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%84%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 Jul 2010 15:38:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی و هنری]]></category>
		<category><![CDATA[خبری]]></category>
		<category><![CDATA[لر]]></category>
		<category><![CDATA[روز لر]]></category>
		<category><![CDATA[روز همبستگی مردم لر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=286</guid>
		<description><![CDATA[  طؤلچي دا وه طؤل اردي خروشيا روژ وحدت هت خين لريل جوشيا  ٢٢تير بمارك<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=286&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"> </p>
<p style="text-align:center;">طؤلچي دا وه طؤل اردي خروشيا</p>
<p style="text-align:center;">روژ وحدت هت خين لريل جوشيا</p>
<p style="text-align:center;"> ٢٢تير بمارك</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/286/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/286/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/286/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/286/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/286/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/286/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/286/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/286/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/286/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/286/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/286/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/286/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/286/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/286/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=286&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/07/12/22-%d8%aa%db%8c%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%87%d8%9b-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%84%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>با واژه های لرستان و امنیت جمله جدیدی بسازیم</title>
		<link>http://luristan.wordpress.com/2010/07/01/%d8%a8%d8%a7-%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%84%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b3/</link>
		<comments>http://luristan.wordpress.com/2010/07/01/%d8%a8%d8%a7-%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%84%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b3/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Jul 2010 13:03:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابراهیم خدایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[خبری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://luristan.wordpress.com/?p=282</guid>
		<description><![CDATA[لرستان یکی از امن ترین استانهای کشور است (افلاک لرستان، ش 39، 7 تیر 89) بارها این تیتر یک را دیده ایم و شنیده ایم. شخصا چند ماه یکبار این جمله را از مقامات ارشد استان شنیده و خوانده ام.  اما همیشه تکرار یک جمله کار ساز نیست. برای تبلیغ این واقعیت که لرستان از [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=282&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span id="more-282"></span></p>
<p style="text-align:center;">لرستان یکی از امن ترین استانهای کشور است (افلاک لرستان، ش 39، 7 تیر 89)</p>
<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" src="http://aflaklorestan.persiangig.com/image/39/39.gif" border="0" alt="" hspace="0" align="baseline" /></p>
<p>بارها این تیتر یک را دیده ایم و شنیده ایم. شخصا چند ماه یکبار این جمله را از مقامات ارشد استان شنیده و خوانده ام.</p>
<p> اما همیشه تکرار یک جمله کار ساز نیست. برای تبلیغ این واقعیت که لرستان از امن ترین استانهاست باید روشهای بیان را اصلاح کنیم.</p>
<p> طی سال گذشته ساخت چند فیلم و آهنگ و نقاشی و نمایشگاه و.. برای تبلیغ و تحکیم این امنیت صورت گرفته است؟</p>
<p> اگر در لرستان آمار زنا، سرقت، آدمربایی و.. پایین است به خاطر فرهنگ فرهیخته و انسجام طایفه ای لرستان است. اما به راستی چه تمهید اصولی برای استفاده بهتر و بیشتر از این پتانسیل فرهنگ منطقه اندیشیده ایم؟ فرهنگی که نه تنها تقویت نمی شود بلکه همیشه ابعاد منفی آن در صدا و سیما و رسانه ها بازتاب می دهیم.</p>
<p> در دورود لرستان (به عنوان مثال عینی از تجربه روزانه نگارنده) هنوز میوه فروشهایی که ظهر برای ناهار به خانه می روند در مغازه را نمی بندند و فقط امانت به همسایه ای می دهند، دستفروشها بساطشان را جمع نمی کنند. یک نفر می تواند امنیت یک خیابان را تضمین کند.</p>
<p>آری، گویند فساد از فقر خیزد! با وجود فقر و بیکاری که در این دیار بیداد می کند هنوز طبق آمارهای رسمی کمترین سرقت و فساد را داریم (لینک پانویس را ببینید)</p>
<p>این جو در کمتر استان کشور این حکمفرماست، اما ما نکوشیده ایم این واقعیات را به تصویر بکشیم و عمومی کنیم. بیان سر راست چنان جمله ای (لرستان امن ترین است) نه فقط دیگر کارساز نیست بلکه بعضا ایجاد مقاومت هم می کند.</p>
<p>ببینید:</p>
<p> <a href="http://www.aftab.ir/news/2006/feb/04/c9c1139070125_adventure_iran.php" target="_blank">در طی سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۱کمترین سرقت کشور در استان لرستان صورت گرفته است ( و بیشترین در تهران، سمنان، کرمان و اصفهان!)</a> .</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">:: <a href="http://sociologyofiran.com/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=585&amp;Itemid=54" target="_blank">لرستان کمترین جرم جنسی کشور را داشته </a></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">:: <a href="http://mehrx7.blogfa.com/post-18.aspx" target="_blank">تهران نا امن ترين شهر و لرستان امن ترين استان كشور </a> </p>
<p dir="rtl"><strong> و</strong></p>
<p dir="rtl"><a title="پیوند پایدار به لرستان و طبیعتگردی؛ احساس امنیت از خود امنیت مهمتر است" rel="bookmark" href="http://luristan.wordpress.com/2010/05/03/%d9%84%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%d9%85%d8%8c-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2/">لرستان و طبیعتگردی؛ احساس امنیت از خود امنیت مهمتر است</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/luristan.wordpress.com/282/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/luristan.wordpress.com/282/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/luristan.wordpress.com/282/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/luristan.wordpress.com/282/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/luristan.wordpress.com/282/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/luristan.wordpress.com/282/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/luristan.wordpress.com/282/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/luristan.wordpress.com/282/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/luristan.wordpress.com/282/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/luristan.wordpress.com/282/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/luristan.wordpress.com/282/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/luristan.wordpress.com/282/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/luristan.wordpress.com/282/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/luristan.wordpress.com/282/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=luristan.wordpress.com&amp;blog=6417950&amp;post=282&amp;subd=luristan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://luristan.wordpress.com/2010/07/01/%d8%a8%d8%a7-%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%84%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/be53adba76a0f901b78d9e4fdfd064c2?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">ابراهیم خدایی</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://aflaklorestan.persiangig.com/image/39/39.gif" medium="image" />
	</item>
	</channel>
</rss>
