لرستان ما

لرستان بختیاری لک فیلی کهگیلویه ممسنی ایلام نهاوند لری لکی عکس آهنگ شعر

زبان هاي پي جين و کريول و لري فرنگي (در مسجد سليمان)

در تاريخ معاصر کشور ما ايران، حضور پرشمار انگليسي ها در هنگام کشف نفت در مناطق لرزبان بختياري موجب ورود لغات انگليسي بسياري به گفتار مردم شهري مثل مسجد سليمان شد اما احتمال کمي وجود دارد که نوعي از زبان پي جين انگليسي (با اشتراک لري و فارسي) شکل گرفته باشد.

متن کامل این نوشتار: http://loor.ir/News.asp?nid=3476&ln=fa

يک زبان پي جين(Pidgin)[1][1] زباني است مبتني بر زبان ديگر يا به طور دقيقتر مبتني بر چند زبان ديگر، زبان پي جين در ميان مردمي گسترش مي يابد و به وسيله اي براي ارتباط ميان مردمي تبديل مي شود که به زبانهاي متفاوتي صحبت مي کنند. اما برخلاف زبان هاي طبيعي و معمولي زبان پي جين فقط داراي گرامري بسيار ساده و دايره لغاتي بسيار مختصر مي باشد.

اغلب زبان هاي پي جين و کريول (Creole)[2][2] در فاصله قرن 16 و 19 پديدار شدند، مردماني، اغلب اروپايي، خانه هايشان را ترک مي کردند تا کشورها و سرزمين هايي بيابند، در آن اقامت گزينند و مستعمره بسازند. آنها همچنين بردگاني از کشورهاي متفاوت به مناطق فتح شده يا تازه کشف شده مثل آمريکا، هاوايي، جامائيکا و.. مي آوردند، در نتيجه بازرگانان، بردگان، برده داران، کارفرمايان و بوميان مجبور بودند شانه به شانه هم کار کنند مشکل اين بود که آنها نمي توانستند همديگر را بفهمند زيرا به زبان هاي متفاوتي سخن مي گفتند (Anderson)

در شکل گيري يک پي جين معمولا يک زبان نقش اساسي دارد که معمولا بخش اعظم دايره لغات پي جين از آن زبان اقتباس مي شود به اين زبان «رولايه»[3][3] و به ديگر زبان هاي مشارکت کننده «زيرلايه»[4][4] مي گويند. دايره لغات عمدتا از زبان رولايه گرفته مي شود درحاليکه دستور زبان محصول مشارکت همه زبانهاي ديگر است. (Tichacek 2002/2003)

معمولا برده داري و استعمار عامل اصلي شکل گيري زبان هاي پي جين به شمار مي رود. به عنوان مثال بردگاني که به آمريکا آورده مي شدند ضرورتا به يک زبان سخن نمي گفتند، اما چون ناچار به ارتباط با يکديگر و نيز با اربابان و کارفرمايان بودند براي انجام اين منظور يک زبان پي جين اختراع مي کردند که معمولا انگليسي رولايه آن بود.

بنابراين يک زبان پي جين، زبان مادري هيچکس به شمار نمي رود، اما اگر ارتباطي که موجب آفرينش آن شده است تداوم يابد ممکن است در نسلهاي آتي تبديل به زبان بومي و مادرزادي کودکاني بشود، در اين صورت زبان پي جين متحول مي شود، از اين تحول که اصطلاحا به آن «کريولي شدن»[5][5] گفته مي شود زبان جديدي به دست مي آيد که بسيار مترقي تر و کاملتر از يک زبان پي جين ساده و اوليه است، اين نوع زبان «کريول» ناميده مي شود.

دو ادعاي تيشاسک: فرضيه مرحله سرنوشت ساز، و علت زيست شناختي شباهت کريول ها

در طي فرايند کريولي شدن اتفاق قابل توجهي مي افتد، کودکان تنها زبان فقير و ساده پي جين را ياد نمي گيرند بلکه به گونه شگفت آوري آنرا گسترش مي دهند و تقريبا تبديل به يک زبان طبيعي واقعي با پيچيدگي هاي گرامري کامل و دايره لغات وسيع مي کنند. کلاوس تيشاسک معتقد است اين فرايند مي تواند برهاني بر درستي نظريه اي باشد که معتقد به وجود برهه سرنوشت ساز و تعيين کننده[6][6] در يادگيري است که اغلب شامل دوره کودکي مي شود. (Tichacek 2002/2003)

اين نظريه مي گويد برهه اي از عمر انسان (کودکي) وجود دارد که زبان آموزي بايد در آن برهه اتفاق بيفتد، اين نظريه قديمي و مشهور در بسياري مسايل ديگر مربوط به يادگيري نيز ادعاي مشابهي دارد، مثلا اينکه يادگيري موسيقي، رانندگي و.. سن مناسبي دارند که يادگيري اين فنون و هنرها لازم است حتما در آن سن اتفاق بيفتد يا بهترين زمان يادگيري آن سن خاصي است.

ادعاي تيشاسک اينست که اگر اين فرضيه درست نبود بايستي نمونه هايي داشتيم از زبان هاي پي جين که بدون آنکه به زبان مادرزادي کودکان تبديل شوند بتوانند به پيچيدگي و تکامل قابل قبولي برسند، اما اين اتفاق نمي افتد مگر آنکه کودکان آنرا گسترش دهند.

زبان هاي کريولي شده در تداوم تکامل خود به دو مسير رو به رو هستند، مسير اول اينست که به زبان رولايه نزديکتر شوند، اگر طي اين روند زبان کريول بيش از پيش با ويژگي هاي زبان رولايه مطابقت يابد به يکي از گونه ها، شاخه ها يا گويش هاي آن تبديل مي شود، به اين فرايند «کريول زدايي»[7][7] مي گويند. اما اگر به جاي نزديک شدن به زبان رولايه، به سمت يک زبان کاملا مستقل و جديد تکامل يابد فرايند «فرا کريولي شدن»[8][8] اتفاق افتاده است.

آنگونه که تيشاسک مطرح کرده، زبان شناسان شباهتهايي در ساختار دستوري همه زبان هاي کريول در سراسر جهان يافته اند، نکته شگفت انگيز اينست که بيشتر اين زبانها کلا مستقل از يکديگر تکامل يافته انديا ارتباط بسيار ناچيزي ميان آنها بوده است، تيشاسک فکر مي کند علتهاي زيستي براي اين شباهتها وجود دارد(Tichacek 2002/2003)

گستره و تنوع زبان هاي پي جين و کريول

تقريبا در چهل منطقه پي جين ها و کريول هاي مبتني بر انگليسي صحبت مي شوند، در برخي از اين نواحي چندين نوع متفاوت وجود دارد. اندرسون اين گستره را به دو خانواده تقسيم کرده است که يکي در اقيانوس آرام و ديگري در درياي آتلانتيک مي باشد، او مي گويد پي جين هاي آتلانتيک در قرون شانزده تا هجده ظاهر شدند اما در اقيانوس آرام اين ظهور جديدتر و از قرن نوزده بوده است.

پي جين ها و کريول هاي انگليسي، اغلب واژه ها را از انگليسي مي گيرند اما آن را تغيير مي دهند، واژه ها اغلب با معاني جديد به کار مي روند، مثلا در آفريقاي غربي chop (در انگليسي معيار: ريز ريز کردن و شکستن، و نيز لب و لوچه و آرواره) معني «خوردن» و bif (در انگليسي معيار: ؟) معني گوشت حيوان مي دهد (Anderson)

گويشوران اين زبان ها معمولا نام هاي زبان شناختي پي جين و کريول را بکار نمي برند. گويشوران کريول انگليسي Torres Strait به زبانشان Broken (شکسته) مي گويند، در حاليکه گويشوران کريول انگليسي استراليايي به زبان خودشان Kriol مي گويند و کريول هاي انگليسي هاوايي به زبان خود (که يک کريول است و نه يک پي جين) Pidgin مي گويند. (همان)

زبان هاي پي جين عمدتا چندان عمر نمي کنند، غير معمولي است اگر به زبان اصلي تبديل شوند و بسيار نادر است که موردي از اين زبانها بيش از يک قرن دوام بياورد..

در پاپواي گينه نو زبان پي جين را گسترش دادند و بدان نام پي جين گينه نو نهادند، اين نام در سال 1981 به نوک پيسين[9][9] (Tok pisin) تغيير دادند، امروزه توک پيسين يک زبان جداست و توسط بسياري از بوميان صحبت مي شود، توک پيسين پرجمعيت ترين زبان در اقيانوس آرام است و تقريبا دو ميليون نفر بدان صحبت مي کنند، چون گويش مادري بسياري از مردم در پاپواي گينه نو است بنابراين آنرا بايد يک «کريول» حساب کنيم، اما مردم به آن توک پيسين (پی جین) مي گويند. در گينه نو اين زبان مهمترين زبان است و روزانه در تلويزيون، روزنامه ها و.. کاربرد دارد، همچنين يکي از دوهزار زباني است که عهد جديد بدان ترجمه شده است. (همان) به نوشته بيتس و پلاگ توک پيسين ]توکپيسين[ 1500 واژه دارد که هشتاد درصد آن از انگليسي گرفته شده است. (بيتس و پلاگ 1375، ص 454)

مثال هايي از توک پيسين:

توک پيسين:
Tok pisin orait, difela toke m bilong pepul

انگليسي معيار:
Tok pisin, now this language, it belongs to the people

توک پيسين:
Mi not got mani orait mi no kam asde

انگليسي معيار:
I had no money therefore I did not come yesterday

مثالها برگرفته از Anderson

فرامکين و رادمن: آيا خود زبان انگليسي يک زبان پي جين است؟

مطالعه نمونه هاي اخير پي جين و کريول و فرايند کريولي شدن اين پرسش را به ذهن متبادر مي شود که آيا اين امکان وجود دارد برخي زبان هاي بزرگ امروزي خودشان نوعي پي جين يا کريول بوده باشند که در طي قرنها به تکامل فوق العاده رسيده اند؟

فرامکين و رادمن (1988) اين فرض را در مورد زبان هاي ژرمني مطرح کرده اند. برخي زبان شناسان مي گويند زبان ژرمني اوليه حدود هزار سال پيش از ميلاد از يک زبان پي جين که قبايل ژرمني منطقه بالتيک به کار مي بردند، تحول يافته است. اگر اين اظهار نظر درست باشد پس زبان هاي انگليسي، هلندي و آلماني همگي مي بايست از يک زبان پيشين پي جين سرچشمه گرفته باشند. (بيتس و پلاگ، 1375، ص455)

لري فرنگي (اختلاط انگليسي-لري در مسجد سليمان)

ايران هرگز رسما مستعمره اروپاييان نبوده است، اگر هم احيانا اروپاييان در شهر يا جزيره اي فعاليت گسترده داشته اند اطلاعي از اينکه آيا اين فعاليت موجب شکل گيري يک زبان پي جين شده باشد در دست نيست، گرچه تحقيق جامعي هم در اين باره صورت نگرفته است.

من به عنوان نمونه بررسي مختصري در باره شهر مسجد سليمان به عمل آورده ام. مردم بومي اين شهر از عشاير لرزبان بختياري هستند. در طول سالهاي فعاليت انگليسي ها در اين شهر واژگان بسياري وارد گفتار مردم شد، اما به زحمت نشاني از شکل گيري يک زبان پي جين، آنهم مطابق تعاريفي که در ابتداي اين نوشتار آمده است (واژگان عمدتا برگرفته از زبان رولايه انگليسي و دستور زبان برگرفته از لري و فارسي) به چشم مي خورد.

با ملي شدن صنعت نفت در 29 اسفند سال 1329 حضور خارجيان در اين منطقه از ايران به حداقل رسيد و بسياري از واژگان دخيل نيز به زودي از زبان و گفتار مردم افتاد، اما هنوز هم در اين شهر مي توان واژگان بسياري را ديد که يادگاري از اين دوران است.

اصطلاح لري فرنگي بيشتر به عبارت هاي طنز آلودي بر مي گردد که به انگليسي سخن گفتن مردم عادي لرزبان اشاره دارد. اين عبارت ها هنوز به عنوان طنز و لطيفه در ميان مردم به کار مي رود، به عنوان مثال:

· هلو داکتر ماي بُرادر زهِ بُو وَسہ هن راسس اشکَسہِ، ار تُو نياهي بہ مال، بيارمس هاسپيتال (واژه های خمیده "انگلیسی" هستند)

· هلو فرنگي بہ مالي؟ بِي بيت وس بہ کندالي، برديمسہ هاسپيتالي

داراب افسر بختياري، شاعر لرزبان، درباره شرايط آن روز مسجد سليمان سروده معروفي دارد که در بخشي از آن به مشکلات گفتگوي لرها با کارفرمايان انگليسي اشاره مي کند:

· گلي جون بنير بس / لگن وُر مئن سرس

· مُو هرچي زس ائ­پرسم / اِ­گُو يس يس يس يس

]شرح فارسي: گلي جان نگاهش کن، لگن گذاشته روي سر، هرچه مي پرسم فقط مي گويد Yes, yes [

و در جاي ديگري:

· يُو خُو هيچي ندونہ / يُو خُو از جنييونہ

· مُو لري زس اِ­پرسم / هُو ترکي سيم اِخونہ

]شرح فارسي: انگاري (اين مرد انگليسي) هيچ حاليش نمي شود، انگار از طايفه اجنه است، من از او لري مي پرسم، او ترکي پاسخ مي دهد [

در جاي ديگري مهارت انگليسي ها در فهم گفتار لرها و يا تسلط ايشان به فرهنگ بومي منطقه را چنين بيان کرده است:

· لرون ار ايچُو يہ بيت اِخونن / هونُون بہ لندن معنيس دونن

نگارنده در يادداشت مستقلي به تحليل ابعاد ادبي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي اين نمايشنامه پرداخته ام (خدايي 1389)

همانطور که در جدول زير مشاهده مي کنيد، واژگان وارداتي زبان هاي اروپايي (انگليسي) در گويش لري بختياري دچار تغيير شکل مي شوند (مقايسه کنيد با تغيير واژگان انگليسي در زبان توک پيسين و همچنين تغيير واژگان فارسي در گويش اردو)

انگليسي
لري فرنگي

wire
واير

plate
پليت

gas
گِس

drum
درام

valve
والف (شيرآب)

glob
گلوپ (کُره، حباب)

beam
بيم (تيرآهن)

off
آف (خاموشي، مرخصي)

overtime
اوِرتِيم

light
چراغ ليت

nurse
نرس (پرستار)

اما حتي اگر آنچه روايت هاي طنزآلود فوق الذکر و گزارش داراب افسر بختياري حقيقت داشته باشد و فراواني واژگان انگليسي در گفتار مردم منطقه چنين بالا باشد بازهم هنوز نمي توانيم از زبان «پي جين» سخن بگوييم، يعني نمي توان گفت نوعي پي جين بين انگليسي و لري بختياري شکل گرفته است و بعدا با خروج انگليسي ها و کمرنگ شدن ارتباط شان با مردم شهر فراموش شده است، چراکه درصد واژگان انگليسي بسيار ناچيز است، دستور زبان، لري است و در شمارش واژگان جز چند واژه انگليسي بقيه به خود زبان هاي منطقه است.

چکيده و نتيجه گيري:

معمولا برده داري و استعمار عامل اصلي شکل گيري زبان هاي پي جين به شمار مي رود بردگاني که به مستعمرات آورده مي شدند ضرورتا به يک زبان سخن نمي گفتند، اما چون ناچار به ارتباط با يکديگر و نيز با اربابان و کارفرمايان بودند براي انجام اين منظور يک زبان پي جين اختراع مي کردند که معمولا انگليسي رولايه آن بود. پي جين، زبان مادري هيچکس به شمار نمي رود، اما اگر در نسلهاي آتي تبديل به زبان بومي و مادرزادي کودکاني بشود، از اين تحول که اصطلاحا به آن «کريولي شدن»[10][10] گفته مي شود زبان جديدي به دست مي آيد که بسيار مترقي تر و کاملتر از يک زبان پي جين ساده و اوليه است، اين نوع زبان «کريول» ناميده مي شود. اگر کريول ايجاد شده در گذر زمان به زبان رولايه نزديک شود، به گويشي از آن تبديل مي شود و «کريول زدايي» مي گردد، اما اگر مسير تکامل خود را مستقل از زبان رولايه طي کند، فرايند «فراکريولي شدن» اتفاق افتاده است.

اغلب زبان هاي پي جين و کريول در فاصله قرن 16 و 19 پديدار شدند. اينکه زبان هاي پي جين ساده مي مانند مگر اينکه به زبان مادري تبديل شوند و کودکان فرايند کريولي شدن را به انجام برسانند برهاني تلقي شده است بر اين فرضيه که براي يادگيري زبان دوره سرنوشت سازي وجود دارد اگر زبان در اين دوره توسط انسان يادگرفته نشده باشد فرد نمي تواند آنرا درست به کار ببرد و به تکامل برساند. همچنين شباهت کريول هايي که در سراسر جهان بدون ارتباط با هم تکامل يافته اند تعجب برخي محققان را جلب کرده است. برخي احتمال مي دهند با ريشه يابي زبان هاي بزرگ امروزي ممکن است اثبات شود اين زبانها (مثل شاخه ژرمني شامل انگليسي، هلندي و آلماني و..) اساسا از يک زبان پي جين تکامل يافته اند. در تاريخ معاصر کشور ما ايران، حضور پرشمار انگليسي ها در هنگام کشف نفت در مناطق لرزبان بختياري موجب ورود لغات انگليسي بسياري به گفتار مردم شهري مثل مسجد سليمان شد اما احتمال کمي وجود دارد که نوعي از زبان پي جين انگليسي (با اشتراک لري و فارسي) شکل گرفته باشد.

منابع:

· Andersson, Elenor. (date:?). What is a pidgin and what is a creole language in: www.dooku.miun.se/mats.deutschmann/New%20B/B…/Elenor%20andersson.pdf

· Tichacek, Klaus. (2002/2003), The “Critical Period Hypothesis” and pidgin and Creole languages.Mat. Nr: Applied NLP. Universität Osnabrück

http://www.khorbeh.blogfa.com/post-143.aspx

· بِيتس، دانيل و پلاگ، فرد. (1375). انسان شناسي فرهنگي. تر: محسن ثلاثي. تهران: انتشارات علمي. چاپ اول

· بختياري، داراب افسر. (1376)، ديوان اشعار، تهران: آنزان، چاپ پنجم

· خدايي، ابراهيم. (1389). شعر لُري و راز پري (کتاب الکترونيکي). کتابخانه اينترنتي باباطاهرلرهمداني: www.babataherlib.com قابل تهيه در نشاني زير: http://javidankherad.com/baba/book.asp?id=1

——————————————————————————–

——————————————————————————–

[1][1] و 2- فرهنگ های لغت واژه Pidgin را به عنوان زبان آمیخته، انگلیسی دست و پاشکسته، زبانی که ماحصل ارتباط اروپایی ها و افراد بومی است ترجمه می کنند، شايد اين واژه در اصل از عبارتBusiness English مشتق شده. اما واژه Creole را چنین معرفی می کنند: زبانی که از مخلوط شدن دو زبان دیگر به وجود می آید و به عنوان زبان اصلی در جامعه استفاده می شود، دورگه های اروپایی- آفریقایی، فردی از نژاد مختلط اروپایی و آفریقایی خصوصا در جزایر هند غربی زندگی کند، فرد اروپایی الاصل متولد نواحی حاره امریکای مرکزی و جنوبی، شهروند ایالت لوئیزیانا (آمریکا) از نژاد فرانسوی، از نوادگان کوچگران اسپانیایی، دورگه سفید و سیاه، زبان آمیخته فرانسوی و انگلیسی، زبان آمیخته (ن.ک: فرهنگ گسترده پیشرو آریان پور، تهران: جهان آینده 1387، فرهنگ اطلس، ویراستار: دکتر مهشید مشیری، تهران: آریان ترجمان، 1386)

[3][3] – Superstrate

[4][4]- Substrate

3- Creolization

[6][6] – Critical Period Hypothesis

[7][7] – Decreolization

[8][8] – Hypercreolization

[9] – نامواژه توک پیسین Tok pisin از واژه انگلیسی talk pidgin گرفته شده است

3- Creolization

12 دیدگاه»

  حسینینوشته‌ی در

سلام
من طراح وب سایت های خبری بزرگ و مطرح استان همدان نظیر باشگاه خبرنگاران جوان استان هستم.
خواستم ضمن خسته نباشید به شما عرض کنم که در صورت تمایل برای شما نیز یک وب سایت خبری با قیمت مناسب راه اندازی کنیم و کار خبر رسانی رو بهتر و جذاب تر با مالکیت کامل انجام بدید.
خوشحال میشم اگه کمکی از دستم بر بیاد و انجام بدم. با من تماس بگیرید : 09355121454

  روح اللهنوشته‌ی در

خيلي عاليه
تاحالا نديده بودم
اميدوارم روز به روز بهترو بهتر هم بشه
علاوه بر تمدن ايراني نهاوند به نقاط ديگرش هم ميشه توجه داشت مثل تمدن اسلامي اين شهرستان

  مومنینوشته‌ی در

سلام آقای خدایی باعث افتخاره که با شما در زمینه خط لری همکاری داشته باشم.
فردا حتما باهاتون تماس میگیرم.

  لرویرنوشته‌ی در

سلام/آدرس مقاله:
http://lorestan.online.fr/article.php3?id_article=34

  لرویرنوشته‌ی در

سلام مطلب اصلاح شد.ما همه باید پایبند اصول اخلاقی در نوشتن باشیم. آدرسی که بدون ذکر نام شما بود را به دلیل استفاده از ذخیره آن نتونستم پیدا کنم .سربلند و پیروز باشید

  فريدون كرائينوشته‌ی در

جناب آقاي خدائي
با سلام
ضمن قدر داني از تهيه اين تحقيق ؛ حاشيه اي در اين خصوص خدمتتان ارائه مي شود . در صورت تمايل منتشر فرمائيد.
اينجانب در يك خانواده نفتي و در مسجدسليمان پرورش يافتم و مثل ساير همشهريان گوشم به عبارات و واژه هايي كه بهتر است فارسي / نفتي بناميم آشنا بود ؛ اما وقتي در سي و چند سال پيش به استخدام شركت نفت درآمدم آن زبان تخصصي كه مثلا» بين همكاران امور مالي يا امور اداري و يا بخش هاي فني رايج بود را متوجه نمي شدم و مدت ها گذشت تا به مرور راه افتادم . بايد توجه داشت كه صنعت نفت يك صنعت بومي نيست و سازمان نفت حتما» مي بايست با و ساز و كار هاي پيچيده دنياي تكنولوژي ؛ تجاري ؛ بانكداري ؛ حقوق بين الملل و ده ها تخصص ديگر مورد لزوم اين صنعت عظيم سرو كار مستمر داشته باشد و اگر غير از اين باشد كارش به مشكل برخورد خواهد كرد. اين مطلب در صنعت نفت يك ضرورت است كه كاركنانش براي پيشبرد امور زبان خاص اين صنعت پيچده را بدانند و گرنه كميت شان لنگ خواهد ماند . هر فردي با اشتغال در يك سازمان دولتي شايد پس از آموزشي كوتاه به راحتي بتواند در يك سازمان دولتي ديگر كار كند . اما من كساني را مي شناسم كه عليرغم تحصيل در دانشگاههاي داخل و چندين سال اشتغال هنوز هم درك درستي از كار در صنعت نفت ندارند و معمولا» كارهاي ارجاعي به ايشان به مشكل برخورد مي كند . چون نتوانستند زبان و فرهنگ كار در يك سازمان صنعتي با مشخصه هائي كه عرض شد را بياموزند . همين حالا هم علي رغم تمام تحولات اگر دو نفر از نفتي هاي قديمي بخواهند از زبان فارسي / نفتي محض استفاده كنند عوام كه سهل است بعضي خواص هم مفهوم را متوجه نخواهند شد .
در هر حال جامعه صنعتي آدم صنعتي مي خواهد و رشد و بالندگي صنعتي آنروز ها در مسجدسليمان و ساير مناطق نفتخيز با تربيت آن نسل توانست مقدمات صنعت را در جامعه كشاورزي ايران پي ريزي نمايد به گونه اي كه بعد ها به مدت چند دهه براي احداث و راه اندازي هر كارخانه اي در كشور نيروهاي متخصص مناطق نفت خيز نقشي كليدي داشتند .
روشن است آن جامعه بالنده صنعتي كه حاصلش بهبود وضع اقتصادي بود ؛ زبان و فرهنگ خود را نيزبه خانواده و جامعه سنتي انتقال داد . ضمن آنكه بسياري از واژه ها و نام هاي مورد استفاده ؛ قبل از آن نمونه و معادلي در فارسي نداشته و لذا به همان زبان اصلي در بين مردم معرفي و استعمال مي شدند .
نكته ديگري كه بايد توجه داشت اين است كه اساسا» زبان فارسي و لهجه هاي متعدد آن از شاخه زبان هاي هند و اروپائي است و بسياري از واژگان لري بختياري كه به زبان انگليسي نزديكند بدون هيچ ارتباطي با اكتشاف نفت و انگليسي ها از واژگاني بوده كه از گذشته استعمال مي شده اند ؛ از آن جمله است ( دوون ) بختياري به معني( پائين ؛ پست ) يا( دون ) فارسي كه در انگليسي ( down ) است يا ( بلاز – بلازه ) بختياري به معني فروزندگي آتش كه همان blaze ) ) انگليسي است به همان معني يا ( كفه – قفه ) بختياري به معني سرفه كه همان ( cough ) انگليسي است به همان معني سرفه كردن يا ( راك ) بختياري به معني صخره و كمر سنگي كه در انگليسي هم ( rock ) است و به همان معني . بنابراين ما دو دسته واژه داريم اول واژه هائي كه هيچ ارتباطي به اكتشاف نفت ندارد و نمونه هاي آن هم ذكر شد و دوم واژه هاي كه بعد از اكتشاف نفت در مسجد سليمان رايج گرديد .

  ميلاد شيراوندنوشته‌ی در

سلام اقاي خدايي.مطلبي در مورد استان زاگرس نوشتم كه مثل هميشه نظر شما برام خيلي مهمه.راستي شمارتون رو هم مي خوام چون مي خوام در يه موردي با شما مشورت كنم

  راهینوشته‌ی در

سلام
خوشحال ده ای که هنی که هنییه داری مینویسی
بنویس ابراهیم بنویس و خدا نوشته روح ادمنه جلا میه
به خصوص ایه که سی مردمونی بنویسی که………
ده یکی ده وبلاگیا بچیا دورود در مورد لریا مطلبی خونم که ده جوابه یه زن ایرانی که ده امریکا زندگی می کنه نوشته بی خیلی ناراحت بییم
ای کاش ای نوشتی یات هم هم شهر یا خومو بخونن تا دو نسوان که…..

  ميلاد شيراوندنوشته‌ی در

سلام بر دوست عزيز.جناب خدايي با توجه به شناختي كه از شما پيدا كردم اصلا انتظار نداشتم كه اين قدر عصباني شويد فكر مي كنم اگر منو ببينيد كتكم مي زنيد اما هرچه از دوست رسد نيكوست.من با استان شدن بروجرد و كوهدشت مخالف نيستم بلكه اون رو بي نتيجه مي دونم چون بروجرد و كوهدشت پتانسيل درست را ندارند پس همون راه اولي كه گفتيد بهتره كه من هم گفته بودم كه با پيگيري حقوق خود و فرستادن افراد كاردان به مجلس مي توانيم به اين مهم دست يابيم.خداحافظ

  پایار لر لک زباننوشته‌ی در

سلام با شعر زیر به روزم
لکم لک زاده ام لُر هست تبارم//////// نیم کُرد و لُری هست افتخارم

  احسان ناصرنوشته‌ی در

سلام قربان
با تشکر از مطلب زیبای شما
آدرس شمارو در وبلاگ خودم گذاشتم، لطفاً آدرس وبلاگ این حقیر را در پیوند وبلاگ خود قرار دهید (تبادل لینک)
ممنون
احسان ناصر

  pareezنوشته‌ی در

بسیار عالی با سپاس از شما راستی در یک وبلاگ به نام «دارالسرور»http://blkagrd.blogfa.com، در مطلبی به عنوان تاریخ سازی یا گریزی از تاریخ؟ نوشته بود لر بختیاری نه تنها مردمان بومی این سرزمین نیستند بلکه ایرانی نیز نیستند !!!!!! امیدوارم با مقاله ها و ایجاد آگاهی نگذاریم چنین مطالبی نوشته شود دوباره برای شما آرزوی موفقیت می کنم .


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.